|
|
نوشته شده در سه شنبه 22 خرداد 1394
بازدید : 752
نویسنده : حسن عباسی
|
|
به عنوان یک جوان این دهه اگر بشنوی که به مرزهای کشورت تعدی شده ،چه عکس العملی نشان می دهی؟
خبر تکان دهنده ای بود .هر چند اینقدر این روزها از کشته شدن زنان و بچه ها در مناطق مختلف دنیا می شنویم که حساسیت مان مانند قبل نیست اما این خبر دل خیلی ها را به درد آورد. پیدا شدن پیکر 175 تن از شهدای هشت سال دفاع مقدس که با دستان بسته به شهادت رسیده اند و دست وپای شان را با سیم بسته بودند ، چیزی بود که قبل از بیان در اخبار سراسری در شبکه های اجتماعی دست به دست چرخید و بعد از اینهمه سال خاطره ی جوان هایی دوباره زنده شد که نوع جوانی کردن شان این روزها شبیه افسانه است. اولین بار که این خبر را شنیدم آرزو کردم والدین شان نباشند تا بفهمند فرزندشان چه لحظاتی را گذرانده تا به شهادت برسد .خیلی از آنها سالها فکر می کردند شاید فرزندی که با دستان بسته زنده به گور شده ، اسیر باشد و برگردد و برایش خیابان چراغانی کنند اما واقعیت چیز دیگری بود....خدا به آنها صبر دهد.
وقتی در مورد این خبر مطالعه می کردم در جایی خواندم: درصد شهدا در گروه سنی 16 تا 20 سال، 30 درصد در گروه سنی 21 تا 25 سال ، 8 درصد در گروه سنی 26 تا 30 سال و مابقی شهدا در سایر گروههای سنی قرار دارند. تمام این اعداد و ارقام در یک جمله یعنی شهدایی که در هشت سال دفاع مقدس از کشور ما دفاع کردند در گوه سنی جوان بودند. اگر حمله ی عراق به ایران حالا و در دهه ی نود اتفاق می افتاد ، من و هم نسلان من چگونه از کشورمان و ارزش هایمان دفاع می کردیم؟ جوانان نسل کلیک و تب لت و کلاس کنکور می توانند اگر لازم شد ، در اوج جوانی و رویاهای دور و دراز لباس خاکی بپوشند و راهی مرزهایی شوند که شاید در انتها به شدید ترین شکل ممکن به شهادت برسند؟
مادری که پوتین تنها فرزند پسرش را برایش جفت می کرد و همسری که در انتظار تولد فرزندی بود و شوهرش را از زیر قرآن رد می کرد هر دو می دانستند شاید این دیدار آخر باشد اما جنگ است و انجام فریضه و گاهی باید گذشت حتی از عزیز ترین ها! چقدر ما هم این روزها می توانیم بگذریم؟
هر چند سن کم من در سال های جنگ باعث می شود خاطرات زیادی از آن روزها و حال و هوای جوانی کردن زمانی که دشمن تا مرزهایت آمده ، به یاد نیاورم اما می دانم برادرهایم همان ها که هشت سال ایستادگی کردند تا امروز ایران ، ایران باشد ، می توانستند درس بخوانند و وارد دانشگاه شوند ، یا بعد از اتمام دانشگاه به دنبال یک شغل پر درامد باشند ، ازدواج کنند و بزرگ کردن فرزندانشان را ببینند. اما آن زمان شرایط اینگونه ایجاب می کرد. مادری که پوتین تنها فرزند پسرش را برایش جفت می کرد و همسری که در انتظار تولد فرزندی بود و شوهرش را از زیر قرآن رد می کرد هر دو می دانستند شاید این دیدار آخر باشد اما جنگ است و انجام فریضه و گاهی باید گذشت حتی از عزیز ترین ها! چقدر ما هم این روزها می توانیم بگذریم؟

چیزی که به بهانه ی بازگشت این 175 غواص ذهن مرا مشغول کرده است ، سوالی است که دوست دارم از تمام جوانان بپرسم. یک دوربین و یک میکروفن بر دارم و به خیابان بروم و جواب های شان را ثبت کنم. دوست دارم به آنها بگویم امروز ، روز ولادت حضرت علی اکبر است و به همین خاطر روز جوان نامگذاری شده ، شما به عنوان یک جوان ایرانی ، اگر لازم باشد روزی روزگاری مقابل دشمن بایستید ، چه می کنید؟ اگر صبح وقتی از خواب بیدار می شوید بفهمید به یکی از مرزهای شما تعدی کرده اند ، چه عکس العملی نشان می دهید؟ دوست دارم از آنها بپرسم چقدر از جوان های سال های جنگ می دانید؟ بروم و از آنها بپرسم شهید وزوایی را می شناسید؟می دانید اگر مقاومت افسانه ای او و گردان حبیب ابن مظاهر نبود ، دشمن با پاتک خود باعث می شد دیگر فتح خرمشهری در کار نباشد؟
اما حالا نه دوربینی در کار است و نه میکروفنی تنها یک سوال و جواب های شما که در قسمت نظرات ما را همراهی می کنید. اگر دوباره ایران به حضور شما جوانان نیاز داشته باشد ، شما چه می کنید؟
ا داودی
:: موضوعات مرتبط:
ولایت فقیه ,
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در سه شنبه 20 خرداد 1394
بازدید : 677
نویسنده : حسن عباسی
|
|
وقتی ازدواج می کنید قرار است یک عمر با کسی سر کنید و همدم لحظه به لحظه اش باشید. قرار است با او آینده بسازید و به آرزوهایتان برسید. اما هر کسی دارای این ویژگی ها نیست.
برخی افراد، چه زن و چه مرد، روحیاتی دارند که زندگی با آنها واقعا سخت می شود. آنها اعصاب خرد کن هستند و از هر راهی که وارد شوید، با آنها به در بسته می خورید و بهتر است که از همان ابتدا قید ازدواج با آنها را بزنید و خود را به دردسر نیندازید. در این مطلب برخی از این افراد را معرفی می کنیم و هشدار می دهیم که با ازدواج با آنها خود را بدبخت نکنید.
بی مسئولیت ها این افراد دیگران را به خاطر مشكلات و مسایل زندگی خودمسئول میدانند و آنها را سرزنش میكنند. آنها سهمی را كه در ایجاد مشكلات داشتهاند به عهده نمیگیرند. مسئولیت خود را به دوش شما می اندازند و انتظار دارند همیشه زفت و رفت شان کنید. این آدم ها معمولاً داستانهای فراوانی از ظلم دیگران و مظلومیت خود دارند.به ندرت مستقیم و با صراحت عصبانیت و خشم خود را بیان میكنند در عوض مدام گله و شكایت میكنند و قیافه ناراحت به خود میگیرند.
وقتی به آنها عشق میورزید احساس میكنید كه تلاش تان بیثمر است. آنها نمیتوانند به سادگی پذیرای عشق باشند و به آن متعهد بمانند. آنها عموما شما را به حال خود رها می کنند و بارشان را روی دوش شما می اندازند. همیشه چیزی هست كه یک آدم بی مسئولیت را ناراحت كند. او همیشه بد عنق است. به جای این كه تصمیم بگیرد و اقدام كند بیشتر وقتش را به گله و شكایت از روزگار و حوادث میپردازد.
قربانی ها
...

:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در سه شنبه 19 خرداد 1394
بازدید : 678
نویسنده : حسن عباسی
|
|
برای اینکه یک همسر خوش اخلاق باشید باید سه ویژگی را در خود تقویت کنید.
حسن خلق، واژه ای است که ترسیم کننده روحی زلال و طبعی بلند و رفتاری جاذبه دار است. حسن خلق، شاه کلید تحکیم روابط زن و شوهر است. حسن خلق که از آن به اخلاق نیکو هم تعبیر می شود، دارای سه خوش مقدس است: بخشی از آن در «خوشرویی»، بخشی در «خوشخویی» و بخشی هم در «خوشگویی».
خوشرویی در مواجهه دو نفر با یکدیگر، پیش از هر سخن و عمل، دو صورت با هم روبرو می شوند. مواجهه دو انسان با هم و کیفیت این رویارویی چهره ها، نقش عمده در نحوه گفتار دارد و رمز گشایش قفل دلهاست. خوشرویی هم در نگاه مطرح است، هم در لبخند، هم در گفتار و رفتار. مبدأ بسیاری از آشنایی ها یک تبسم بوده است و از سوی دیگر، روابط بسیاری با اخم و ترش رویی به هم خورده است. زیرا چهره اخمو و ابروهای گره خورده و صورت در هم و بسته، دریچه ارتباط و صمیمیت را می بندد و بر عکس، چهره شکفته و باز، کلید آغاز محبت و دوستی است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این رابطه می فرمایند: «با مومنان با چهره گشاده و روی باز دیدار کن که روی خوش و چهره باز، موجب جذب دل ها و افزونی محبت هاست .»

:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در چهار شنبه 27 فروردين 1394
بازدید : 573
نویسنده : حسن عباسی
|
|
سلام دوستان من… وقتی صبحها از خانه خارج میشویم تا شب که به خانه برمیگردیم، به ندرت کسی را میبینیم که لبخندی به لب داشته باشد. و یا در نگاهش برق امید و شادی بدرخشد. کسانی که وقتی نگاهشان را به نگاهت میدوزند به جای آن که با دستپاچگی نگاهشان را برگردانند به رویت لبخند میزنند! آنقدر زیبا لبخند میزنند که طرح زیبای لبخندشان روزها و یا حتی ماهها در ذهنت باقی میماند.
همانهایی را میگویم که برای شروع صحبت همیشه پیشقدم میشوند، از دولت، سیاست و اقتصاد نمیگویند… از حرفهشان برایت میگویند، از برنامههایی که در سر دارند، از لذتهایی که از زندگی بردهاند…! دیری نمیگذرد که وجودت را سرشار از انرژی میکنند!
شاید بگویید: “اوه حسن، کمی آرامتر…! واقعا این انسانها را دیدهای؟ آیا کمی رویاپردازی نمیکنی؟!”
نه… گمان نمیکنم. من این انسانها را دیدهام… مطمئنم شما هم آنها را دیدهاید… اما چرا به ندرت!؟
شاید به این خاطر باشد که ما عادت کردهایم به دلیل بدیها و جنایتهای عدهای از انسانها به همهی آنها بدبین باشیم!
حتما با خود میگویید: “خب بعضی از انسانها کارهای بسیار بدی انجام میدهند و من برای محافظت از خانواده و کسانی که دوستشان دارم باید به انسانها بدبین باشم.”
حرفتان را قبول دارم… اما ما آنقدر به انسانهای اطرافمان بدبین شدهایم که یک لبخند ساده را به هزار جور چیزهای بد تعبیر میکنیم!!! در کمال بیانصافی درمورد انسانها قضاوت میکنیم! متوجه نیستیم که انسانهای بسیار خوبی در اطراف ما هستند که بدبینی در مورد آنها بیانصافیست…
دلیل این بدبینی هم این است که ما هر روز توسط رسانههای خبری بمباران اطلاعاتی میشویم که اکثراً دربارهی بدیها و جنایتهای بشر است!!!
اصلا نمیخواهم بگویم که رسانهها کار اشتباهی انجام میدهند، و یا میتوانیم جنایتها را نادیده بگیریم. این به دور از انسانیت است… بیغمی عیب بزرگیست!
شاد بودن هنر است شاد کردن هنر والاتر لیک هرگز نپسندیم به خویش که چون یک شکلک بیجان، شب و روز بیخبر از هم، خندان باشیم! بیغمی، عیب بزرگیست، که دور از ما باد!
شاعر : “ژاله اصفهانی”

:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در سه شنبه 26 فروردين 1394
بازدید : 758
نویسنده : حسن عباسی
|
|
زندگی مثل یک جاده بلند و طولانی است.
- بخشهایی از جاده زندگی پر است از فراز و نشیب.
یادم باشد… که در پس هر فرازی، فرودی هست و در ادامه هر فرودی یک فراز، خود را آماده نگاه دارم.
- بخشهایی از جاده زندگی، خوابند و فریب.
یادم باشد… جادهها برای رفتن ساخته شدهاند نه ماندن. جادهها برای گذارند نه قرار.
- بخشهایی از جاده زندگی خشن است و ترسناک.
یادم باشد… ترس به خود راه ندهم و با شهامت پیش بروم چرا که خدای من نگران و نگهبان من است.
- بخشهایی از جاده زندگی سرد است و برفی.
یادم باشد… گرمای دوستان خوب همراه مناسبی است برای سفر زندگی.
- بخشهایی از جاده زندگی پر پیچ و خماند.
یادم باشد… پیچ و خم لازمه راه است بدون آن زندگی یکنواخت است و کسل کننده.
- بخشهایی از جاده زندگی حاشیههای جالبی دارند.
یادم باشد… برای لحظاتی ایستادن، لذت بردن و نفس تازه کردن. خوب است اما باید نگاهم را دوباره به جاده بدوزم.
گاهی جادهها طولانی به نظر میرسند، ره توشه یادم نرود،
صبر،
اندکی امید
و به مقدار کافی ایمان!
- در زندگی جادههایی وجود دارد که به جای مشخصی ختم نمیشوند.
یادم باشد… گرفتار وسوسه نشوم و مقصد اصلیام را فراموش نکنم و اگر اشتباه رفتم راه بازگشت همواره باز است!
- برخی جادهها تاریکند.
یادم باشد… گاهی به آسمان نگاه کنم. جایی که ستارهها هدایتم میکنند و فراموش نکنم مهربانترین، هدایت گرانی را از پیش خود فرستاده است تا انسانها بیکس و بینشان نمانند.
یادم باشد… هر گامی که ما بسوی او بر میداریم او پیشاپیش ده گام برداشته است! او مشتاق دیدار ماست.
:: موضوعات مرتبط:
ولایت فقیه ,
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در دو شنبه 17 فروردين 1394
بازدید : 674
نویسنده : حسن عباسی
|
|
دوران نامزدی و گفتگوها در آن دوران

بسیاری از خانواده ها و همچنین برخی از مشاوران، زوج های جوان را از برقراری روابط کامل جنسی در دوران عقد، منع می کنند. ترس و نگرانی آنها از مسایلی مثل: احتمال به هم خوردن ازدواج، امکان باردار شدن ناخواسته عروس، کمتر شدن اشتیاق دو طرف و خصوصا پسر برای برگزاری هرچه سریع تر عروسی و... است.اما از طرف دیگر محدود کردن غریزه جنسی و خودداری
از برقراری رابطه کامل زناشویی می تواند عواقب زیادی نیز داشته باشد. سرپوش گذاشتن بر میل سرکش شهوت آنهم زمانی که دوطرف احساس می کنند این حق قانونی و شرعی آنهاست که از یکدیگر بهره ببرند، می تواند باعث برخی اختلافات و کج خلقی ها در زمان قبل از عروسی شود. از طرفی زمینه ایجاد انحراف را نیز فراهم نماید.
تصمیم با شماست، اما درست تصمیم بگیرید!
برقراری رابطه جنسی بین شما و نامزدتان در دوران عقد یک تصمیم کاملا شخصی است و به حریم خصوصی شما مربوط می شود. از نظر شرعی و قانونی روابط جنسی بین پسر و دختری که صیغه عقد بین آنها جاری شده است هیچ اشکالی ندارد. روابط زناشویی بین زن و شوهر بسیار مورد تاکید و سفارش اسلام قرار گرفته است و در بسیاری روایات از آن بعنوان شکلی از عبادت یاد شده است. بنابراین تنها کسی که می تواند در خصوص رابطه جنسی شما و نامزدتان در دوران عقد، تصمیم گیری کند خود شما هستید. اما گرفتن این تصمیم کار ساده ای نیست و نباید از کنار آن به سادگی عبور کنید.
در اینجا 5 نکته که به شما کمک می کند تا تصمیم درست را بگیرید، ذکر می کنیم : 1 -
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در یک شنبه 16 فروردين 1394
بازدید : 577
نویسنده : حسن عباسی
|
|
می گذرم از میان انبوه جمعیتی که در پی چیزی که نمی دانم چیست باهم مسابقه سرعت گذاشته اند.می گذرم ونگاهم از نگاه های بی جان وافسرده پیرزنی که اکنون باید در خانه ساکت وآرام در حال استراحت باشد واکنون زیرافتاب داغ وسوزان خیابان به دنبال لقمه نانی دست کمک به سوی دیگران دراز کرده پر می شود.وبا خود می گویم در زندگی هیچ بایدی قابل اعتماد نیست. می گذرم ونگاهم از نگاه نگران و وغمگین پیرمردی که با فکر دستان خالیش در مراجعت آخر شبش به خالی با سماجت به رهگذران التماس می کند.ونگاه مرا ابر اندوه پر می کند. می گذرم ونگاهم به نگاه گریان کودکی که فالهایش را تابه الان نفروخته است ثابت می ماند.دلم ریش می شود اینجا مدرسه اوست! می گذرم ونمی دانم چرا هر کس از کنار این جماعت می گذرد بی خبر ازبایدهای زندگی،غرق در دغدغه های خویش حتی تلنگری به ذهن اش وارد نمی شود.چرا؟؟؟ همه می گویند من که نمی توانم به تنهایی کاری بکنم.همه می گویند مگر من مسئولم.همه می گویند مگر فقط من باید به فکرباشم.یادمه بچه بودم جمله ای از چارلی چاپلین خواندم”تازمانی در دنیا یک نفر سر گرسنه بر بالین می نهد تمام انسانهای روی زمین در گرسنگی او سهیمند.”واکنون می بینم که هیچ کس انقدر جرات ندارد که خود را مسئول بداند.وبرای اینکه خود را از تک وتا نیندازیم پوزخند می زنیم. این حربه اینان است.این کارشان است.!اینان از همه دارا ترند. ولی میدانم که در این ماجرا هرکس سهمی دارد.کاش به جای این فرار از واقعیت ها از خود بپرسیم سهم من در میان چیست؟ شاید سهم من همان اندک سکه ای باشد در ته جیبم مدتهاست صدا می کند.سهم من شاید دستی نوازشگر بر سر کودکی باشد که نگران فروش فالهای خویش است.سهم من شاید تنها نگاه همدردی به پیر مرد رنجور کنار خیابان باشد وسهم من شاید همان جمله کوتاهی باشد که به پیرزن تنهای سر خیابان اطمینان می دهد تنها نیست ودیده می شود. سهم من شاید همان لبخندی باشد که به درمانده ها احساس آرامش می دهد.من مدتهاست دارم به سهم خودم در زندگی فکر می کنم.چرا همواره در انتظار گرفتن هستیم.آیا هر گز چیزی به زندگی بخششیده اید که اینگونه حق به جانب از زندگی انتظار دارید.مطمعنا وقتی بی خیال از اندوه کسی از کنارش رد می شوی وشانه هایت را باغرور بالا می گیری که مثل و نیستی چشم سومی نظارگر توست.که خود را به تماشا گذاشته ای.”به من چه” ویقین بدان روزی این جمله از کسی که به او نیاز پیدا کنی خواهی شنید”به من چه؟” طبیعت دنیا سخاوتمند است.هر چه دهی چند برابر دریافت می کنی. انچه دریافت می کنم سهم من از زندگی است.پس به من مربوطه که کودکی گریان مقابل چشمان من می گرید.وزنی تنها از من کمک می خواهد.وگرنه وقتی دیگر وزمانی دیگر او انجا بود.زمانی که من نبودم. یادمان باشد تمام زندگی هست تا ما نشان دهیم کی هستیم و چی می خواهیم؟.چگونه می خواهیم؟
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
,
نوشته شده در شنبه 15 فروردين 1394
بازدید : 1280
نویسنده : حسن عباسی
|
|

شش کلید طلایی آرامش : یک: قضاوت دیگران تاثیری بر زندگی من ندارد. دو: مردم وظیفه ندارند مرا درک کنند. سه : از کسی در برابر لطفی که به او می کنم توقعی ندارم وگرنه این لطف را در حق او نمی کنم. چهار : کسانی که رفتارناجوانمرادنه با من داشته اند توسط کائنات مجازات خواهند شد هرچند که من هرگز متوجه این نشوم. پنج: دنیا سخاوتمند تر از آن است که موفقیت کسی راه موفقیت مرا تنگ کند. شش: ملاک من رفتارشرافتمدانه و انسانی است نه مقابله به مثل.
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
,
نوشته شده در شنبه 16 فروردين 1394
بازدید : 681
نویسنده : حسن عباسی
|
|
اگر زندگی برایم وقت بگذارد به جای دیگران زندگی می کنم. گاهی همین که حواس پیر مرد واکسی پرت شد می روم توی جلد اخمو و بی حوصله اش. کفش های خودم را از خودم می گیرم و شروع می کنم روی یک ریتم موزون به واکس زدن تا بفهمم چرا یک کلمه هم جواب خوش و بش های آدم ها را نمی دهد. بعد از جایم بلند می شوم و به خودم بر می گردم. چند قدم جلو تر چرخِ لنگِ خرید خانم همسایه می شوم که زیر بار کرفس ها و سبزی های تازه دارد می شکند. هر وقت دلم بخواهد می شکنم. و چرخ می خورم و به دست بازیگوش ترین کودک محل می افتم. هر وقت هم که جرأتم تمام شد، مثل توپ های دولایه پلاستیکی از ترس شوت های شیشه شکن می روم و زیر پیکان قراضه ی پارک شده ته یک بن بست قایم می شوم. اگر زندگی برایم وقت بگذارد این لباس های اتو کشیده را روی آویز جا می گذارم و می روم توی جلد یک کتاب قدیمی. همان ها که توی حفاظی از روزنامه ها زندگی می کنند. و جز صاحبشان هیچ کس نامشان را نمی داند. برای زندگی در وقت اضافه برنامه ویژه ای دارم. قرار است آنقدر خوب به جای دیگران زندگی کنم که آدم ها خیال کنند خودم را از یاد برده ام.
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
,
نوشته شده در شنبه 15 فروردين 1394
بازدید : 616
نویسنده : حسن عباسی
|
|
از وقتی تکنولوژی پا به زندگی آدم ها گذاشت یک سری لذت ها را از دست دادیم. مثل لذتی که در هم صحبتی با آدم های اطراف بود. لذت نوشتن روی کاغذ و خط خطی کردن آن بعد از یک چرند نویسی حسابی! لذت یک قرار دوستانه به صرف کمی گپ و گفتگو. و از همه مهم تر لذت فراموشی را.
تمام روزمره زندگی ام را روی یک دسکتاپ ریخته ام و زل زده ام به آن. بلکه از لا به لای این شلوغی و آشفته بازار، دستی بیرون بیاید و من را به آرامش و کمی دوری از هیاهوی دنیای غر واقعی تشویق کند.
دسکتاپ را مرتب می کنم. چشمم به تصویر زمینه می افتد. تازه یادم می آید دلیل چیدمان در هم و بر هم فایل های جور واجور چه بوده. یک نوع مخفی کاری و گول زدن خودم. شاید گم کردن تصاویری که دوستشان داریم برای مدتی زیر انبوهی از چرندیات کار درستی باشد. اما در واقع هیچ کمکی به فراموشی نمی کند.
موسیقی مورد علاقه ام، فیلمی که هنوز فرصت تماشایش را پیدا نکرده ام. یک سری کلماتی که از مغزم مشت مشت بیرون کشیده ام و نوشته ام. و تصویری مبهم که از لا به لای تمام این فایل ها خود نمایی می کند. این ها موجودی دسکتاپ آدمی است که به فراموشی خاطراتش علاقه دارد اما تکنولوژی نمی گذارد.
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
,
نوشته شده در یک شنبه 9 فروردين 1394
بازدید : 734
نویسنده : حسن عباسی
|
|
کدام آینه راستگو ترین آینه هاست؟ در مقابل آینه نشسته ام و از خودم یا شاید از آینه می پرسم. به صورتم نگاه می کنم. لبخند می زنم. اخم می کنم. او هم مثل من می شود. چقدر عجیب است که خودم را درست روبروی خودم ببینم. مثل این است که همزادم را از پس هزاران قصه، هزاران راه پر پیچ و خم پیدا کرده باشم. حرف می زنم. حرف هایم را تکرار می کند. صاف و روشن است. نه ذره ای از من کم می کند نه زیاد. خودم هستم. که بر روی صندلی چوبی درست در مقابلش نشسته ام. بعد با خودم فکر می کنم اگه قرار بود هر کسی را آینه ببینم، خودم را چطور آینه ای می دیدم؟! آینه با قاب بزرگ سنگی یا با شیشه غبار گرفته و پر از لکه هایی که از آینه بودنم می کاهند. کسی میل به دیدن خودش در چنین آینه ای ندارد. کافی است کسی مقابل من آینه ای بایستد. حالا که خوب نگاه می کنم می توانم آن غبار را روی چهره ام که در آینه نقش بسته ببینم. دست می برم غبار از آینه بگیرم. اما هرچه آینه شفاف تر می شود من در غباری غریب تر و عمیق تر فرو می روم.
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
,
نوشته شده در سه شنبه 19 اسفند 1393
بازدید : 697
نویسنده : حسن عباسی
|
|
وجود و پایداری یک «رابطةجنسی رضایتبخش» تنها، نشانهای از یک رابطة عاشقانه نیست، بلکه عامل مهمی در ایجاد رابطهای صمیمی، رضایتبخش و ماندگار است.

رابطة جنسی بخش مهمی از نیازهای هیجانی و احساسی ما را برآورده میکند و رضایت زناشویی را افزایش میدهد. در گذشته یکی از مهمترین دلایل ازدواج و برقراری رابطةجنسی فرزندآوری بود و بیشتر همسران پس از داشتن تعدادی فرزند، رابطةجنسی را قطع میکردند و یا به کیفیت این رابطه اهمیت چندانی نمیدادند؛ اما در دنیای کنونی دیدگاه افراد نسبت به رابطةجنسی و روش استفاده از آن تغییر کرده و مهمترین انگیزة افراد از برقراری رابطةجنسی «کسب لذت» است.
پس بدیهی به نظر میرسد که همسران از همان ابتدای ازدواج به کیفیت این رابطه و اهمیت آن در زندگی زناشوییشان دقت ویژهای داشته باشند.
نخستین درس در آموختن درست رابطةجنسی تغییر نگرش است. بدبختانه بیشتر زن و شوهرها میپندارند که معنی رابطةجنسی یا زناشویی فقط انجام «نزدیکی» است، درحالیکه این تفکر باعث میشود همسران نهتنها خود را از لذت دیگر تعاملهای جنسی بویژه جنبههای عاطفی آن محروم کنند، بلکه اگر به هر دلیل برای هرکدام عذری ایجاد شود (از انواع بیماری تا شرایطی کاملاً طبیعی مثل دوران قاعدگی) رابطة زناشویی آنها تعطیل میشود و این بویژه در درازمدت، برای زندگی زناشویی زیانبخش است.
وقتی از رابطةجنسی صحبت میشود، منظور انواع تعامل ممکن بین دو طرف است که میتواند از یک معاشقة ساده بدون نیت رسیدن به ارگاسم تا رفتار جنسی همراه با اوج لذت جنسی برای یکی یا هر دو طرف یا در نهایت همراهی آن با نزدیکی جنسی باشد.
سکس، تنها بخشی از رابطه است که نیازمند صمیمیت و ارتباط نزدیک است. همسرانی که به تعاملاتی مانند نحوة صحبتکردن، گوشدادن به یکدیگر، درک متقابل و داشتن روحیة همکاری و همدلی با همسر، حل تعارضات و اختلافات، مدیریت مالی خردمندانه، همکاری در نگهداری و تربیت فرزندان، گذاشتن وقت باکیفیت با یکدیگر و داشتن تماس جسمانی اهمیتی نمیدهند، در مورد آن اطلاعات کافی ندارند و یا در این حیطهها تعامل مناسب و سازندهای ندارند، نمیتوانند انتظار داشته باشند که در رابطةجنسی ارتباط رضایتبخشی برقرار کنند؛ بنابراین رابطةجنسی تنها برقراری تماس فیزیکی- جنسی بین زن و شوهر نیست، بلکه خود این ارتباط نیازمند مقدمات بسیاری است که به فراتر از تختخواب برمیگردد.
بسیار شایع است که همسران به دلایلی از جمله خستگی ناشی از کار، استرسهای فرزندپروری، بیماری و یا برآورده نشدن انتظارها و نیازهایشان، تمایلی به برقراری ارتباط نشان نمیدهند و زمانی که این کنارهگیری از صمیمیت فیزیکی و کلامی و یا جنسی به طول میانجامد، آسیبهای بسیاری را برای خانواده ایجاد میکند.
آسیبهایی که گاهی دامنگیر شخص و گاهی هم دامنگیر زندگی همسران میشود. غفلت از اهمیت «در ارتباط بودن» باعث میشود که بسیاری از دلایل و نیازهایی که به خاطر آن زندگی زناشویی را تشکیل دادهایم فراموش شوند و زمانی متوجه آسیب شویم که دامنة آن گسترده شده و زخمهای عمیق و جبرانناپذیری ایجاد شده است.
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در چهار شنبه 13 اسفند 1393
بازدید : 684
نویسنده : حسن عباسی
|
|
اولین عامل شروع هر زندگي مشترك وجود بلوغ جسمي و جنسي و بلوغ عقلي و فكري است و افراد خواهان ازدواج باید به سنی برسند که بتوانند صميميت عاطفي و جنسي را در يك رابطه مبتني بر تعهد تجربه كنند.
مهمترین تصمیمات فرد انتخاب همسر در زندگی است، زیرا می تواند آینده فرد را رقم بزند. تشکیل خانواده سالم، متعادل و پایدار مانند هر امر مهم دیگری به تفکر منطقی و تلاش و کوشش نیازمند است. بصورت کلی اصالت خانوادگی به عنوان اساسی ترین معیار انتخاب همسر شناخته می شود. ایمان، اخلاق نیکو و روان سالم، و تناسب زوجین در ویژگیهای ظاهری، سنی، تحصیلی، فرهنگی، تربیتی و اعتقادی از موارد اساسی در انتخاب همسر است .
ازدواج تنها راه مشروع و سالم تشکیل خانواده است. همه مکاتب و ادیان الهی به ویژه دین مبین اسلام، ازدواج و تشکیل خانواده را توصیه نموده اند. ازدواج به زن و مرد آرامش می بخشد و آنان را از انحراف و رفتارهای جنسی پرخطر و غیر اخلاقی باز می دارد.
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در جمعه 8 اسفند 1393
بازدید : 759
نویسنده : حسن عباسی
|
|
علت کم شدن شعله عشق در زندگی
زوجهای بسیاری شکایت میکنند که شعله عشقی که در شروع رابطه شان بوده، فروکش کرده و خاموش شده است. بسیازی از آن را به گردن تفاوتهای بین دو طرف میاندازند که به مرور زمان و با شناخت بیشتر آنها را از هم دور میکند.موج "مردگی" که بعد از ماه های پرهیجان اول، رابطه را در خود غرق میکند، باعث میشود خیلی از زوجها امید خود را از دست داده و جای دیگری جز رابطه شان به دنبال آن هیجان بگردند. باوجود یافته های محققان که نشان میدهد
60-30 درصد از زوجها در نقطهای از زندگی مشترک خود اقدام به خیانت میکنند، دیگر زمان آن رسیده که علل فروکش کردن هیجان روابط را بررسی کنیم. واقعاً چه چیز باعث میشود آن شور و اشتیاق اولیه به بی علاقگی و بی تفاوتی تبدیل شود؟ چه چیزی تپش قلب شما از روی هیجان را به بی حوصلگی و نارضایتی تغییر میدهد؟برای تشخیص علت جدا کردن زوجها از هم، خیلی خوب است که با مفهوم "پیوند خیالی" آشنا شوید.
پیوند خیالی به نوعی ارتباط اطلاق میشود که بعنوان جایگزینی برای یک رابطه عاشقانه واقعی عمل میکند. این توهم ارتباط و نزدیکی به زوج این امکان را میدهد که با وجود فاصله احساسی، خیالی از عشق و دوست داشتن برای خود داشته باشند.همانطور که زنی که پس از شش سال زندگی مشترک در حال جدایی بود، می گفت، "من از کودکی از تنها ماندن میترسیدم اما این را هم میدانستم که از نزدیک بودن به یک نفر دیگر هم میترسیدم.
ازدواج مشکل من را حل کرد: شوهرم از نظر فیزیکی آنجا بود، پس لازم نبود که از تنها ماندن بترسم و من هم طوری رفتار میکردم که او را در فاصله ای از من نگه میداشت که از نظر احساسی برایم قابل تحمل باشد."نزدیکی جسمی و فاصله احساسی از مشخصه های پیوند خیالی است. این پیوند زمانی شکل میگیرد که حس واقعی و جدی عشق، احترام و جاذبه با خیالات امنیت، ارتباط و محافظت جایگزین میشود.
بااینکه همه اینها به نظر خصوصیاتی مثبت را یک ارتباط صمیمی میرساند اما جایگزین کردن یک اولویت فیزیکی میتواند هر رابطه صمیمی را خراب کند.افرادیکه پیوند خیالی دارند، برنامه را به اتفاقات خودبخودی و امنیت را به عشق ترجیح میدهند. آنها سعی میکنند که با هم باشند اما بدون انرژی، استقلال و محبتی که روزی به زندگیشان رنگ میداد. خطر تلفیق زندگیمان با کسی دیگر این است که معمولاً احترام و علاقه ای که در ابتدا داشتیم را از دست میدهیم. حتی اینقدر صبر میکنیم که خودمان را هم در رابطه از دست میدهیم، به جای اینکه ویژگیهای خاصی که به ما اعتمادبه نفس میداد و باعث جذب شدن همسرمان به ما شده بود را حفظ کنیم. وقتی زوجها این حسهای واقعی را به هم از دست میدهند، به جای اینکه با این روند مخرب مبارزه کنند، یا رابطه را دور می اندازند یا عمیقتر در خیال ترس از دست دادن همدیگر و تنها ماندن فرو میروند.
خوشبختانه این احساسات و هیجانات قابل برگشت هستند!پیوندهای خیالی به صورت دائم وجود دارند. بعضی زوجها در این خیالات عمیقتر میشوند. بیشتر افراد بین لحظاتی که واقعاً صمیمی و نزدیک هستند و لحظاتی که خیال را جایگزین عشق واقعی میکنند، در نوسانند. با تشخیص میزان درگیر کردن خودتان در پیوند خیالی میتوانید با عادات و رفتارهای منفی مبارزه کرده و مراحلی جدید و هیجان انگیز از رابطه تان را تجربه کنید. در زیر به چند راه اصلی به شما معرفی میکنیم که کمکتان میکند بفهمید تا چه اندازه درگیر پیوند خیالی شده اید و چطور با آن مبارزه کنید.
از دست دادن جاذبه جنسی
وقتی در پیوند خیالی باشیم، به مرور زمان مقداری جاذبه جنسیمان به او را از دست میدهیم. تکیه کردن به کسی برای اینکه از ما مراقبت کند یا ما از او مراقبت کنیم، فشار سنگینی بر رابطه مان وارد میکند. کمکم آن فرد را جزئی از خودمان میبینیم و در آن چارچوب، شعله آن عشق که ما را به سمت هم کشیده بود، کمتر میشود. وقتی به طرفمان بعنوان فردی مستقل با شخصیتی جذاب نگاه کنیم، هیجان همیشه در رابطه مان خواهد ماند.
تلفیق هویتها
آیا وقتی به رابطه تان نگاه میکنید، میتوانید راههایی که شما و همسرتان پا روی مرزهای همدیگر میگذارید را تشخیص دهید؟ آیا به جای اینکه بگویید، «او» یا «من»، میگویید «ما»؟ حفظ استقلال شخصیتهایمان در رابطه، بهترین راه برای حفظ جذابیت طرف مقابلمان است، این جدا کردن شخصیتها از هم نه تنها شما را از هم دورتر نکرده بلکه باعث میشود همسرتان جذابیت بیشتری برایتان داشته باشد. موقعیتی که برای بار اول عاشق میشوید را در نظر بگیرید. براساس همان خصوصیات و ویژگیهای خاص و منحصر به فرد است که جذب طرف مقابلتان میشوید. استقلال شخصیت اوست که علاقه و احترام در شما ایجاد کرده و شما را به سمت او میکشاند.
فراموش کردن خود و رسیدگی کمتر به خودتان
وقتی به درجه ای از آسایش و راحتی در رابطه میرسیم، کمتر به ظاهر خودمان توجه میکنیم. دیگر بدون توجه و ملاحظه رفتار کرده و خیلی اوقات ممکن است موجب آزرده خاطر شدن همسرمان شویم. ممکن است وزنمان بالا رود، عادتهایی ناسالم پیدا کینم، کمتر ورزش کنیم و بیشتر تنقلات بخوریم. این عادتها فقط از روی راحتی و آسایش نیست. اینها روشهایی برای محافظت از خودمان از نزدیکی مداوم است. این عادتها معمولاً اعتمادبه نفس ما را از بین برده طرفمان را از ما دور میکند.
نداشتن فعالیتهای اشتراکی
معمولاً در ابتدای رابطه همه ما هیجان داریم که چیزهای جدید را با هم امتحان کنیم و ماجراهای جدید را تجربه کنیم. وقتی رابطه به شکل عادت درمی آید، درمقابل تجربیات جدید مقاومت میکنیم. بدگمان تر و انتقادی تر میشویم و تمایل کمتری برای انجام فعالیتهای مشترک با همسرمان نشان میدهیم. خیلی مهم است که علایق همسرتان را در نظر داشته و فعالیتهایی که هر دو از آن لذت میبرید را در کنار هم انجام دهید. عشق در خلاء نمیتواند وجود داشته باشد. کمی سرعت زندگیتان را پایینتر بیاورید و برای حرفزدن و ارتباط برقرار کردن با هم وقت بگذارید تا بتوانید صمیمیتتان را حفظ کنید. انجام کارهایی که به همسرتان نشان دهد دوستش دارید، به روشن نگه داشتن شعله عشقتان کمک میکند.
ارتباط شخصی کمتر
وقتی برای حرف زدن با همسرتان وقت میگذارید، آیا درمورد چیزهایی معنادار حرف میزنید؟ آیا گفتگوهایتان بیشتر حالت عملی و کاری گرفته و رنگ دوستی ندارد؟ خیلی مهم است که زندگیهایمان را با کسانی که دوست داریم تقسیم کنیم. بااینکار میتوانیم خیلی بیشتر آنها را بشناسیم. با این روش آنها را به صورت افرادی مستقل از خودمان میبینیم. این کمکمان میکند آنها را نه به اجبار بلکه به اندازهای واقعی دوست داشته باشیم.
کمک میکند دوستی بین خودمان ایجاد کنیم که وقتی میخواهیم حرفی به همسرمان بزنیم، کمتر انتقادی رفتار کرده و وقتی طرفمان نظر خودش را به ما میگوید، حالت دفاعی به خودمان نگیریم. همه این تلاشها، عشق را در رابطه مان تقویت کرده و جاذبه میانمان را بالا میبرد.فرو خوردن خشم ــ وقتی برای مدتی طولانی با کسی باشیم، خصوصیات منفی آنها را لیست کرده و طوری ضد او میشویم که ما را نسبت به او بدگمان میکند.
اگر کینه یا خشمی را در خودتان احساس میکنید، سعی کنید بفهمید. آیا به طریقی ملایم آن را بیرون می ریزید؟ کنار آمدن با مشکلات از جایگاهی عاقلانه باعث میشود حس محبت و دوست داشتنتان را از بین نبرید. شاید ارتباط و گفتگوی صادقانه سخت باشد اما کمکتان میکند همسرتان را بهتر بشناسید تااینکه بخواهید با عینک بدبینی به او نگاه کنید. وقتی عادت کنیم احساساتمان را در خودمان بریزیم
و به جای مطرح کردن آنها با همسرمان، بر علیه او جبهه بگیریم، روی یخ اسکیت کرده ایم. حتی وقتی کمکم احساس نزدیکی کنیم، به محض اینکه همسرمان کاری کند که دوست نداریم، دوباره حالت انتقادی میگیریم. وقتی بتوانیم آزادانه چیزهایی که اذیتمان میکند را به همسرمان بگوییم، خیلی راحت تر میتوانیم آن مسائل را فراموش کرده و از دلمان بیرون بریزیم. هرچه توانایی خودمان برای چنین رفتاری را تقویت کنیم،احساس نزدیکی احساسی بیشتری به همسرمان خواهیم کرد. مزیت انعکاس دادن افکار و احساساتمان این است که دیگر به بدگمانی به همسرمان نگاه نمیکنیم.وقتی نتوانیم این کار را بکنیم، ارتباط احساسی ما با او کمکم از بین رفته و تنها چیزی که برایمان باقی میماند همان پیوند خیالی است. برای برگرداندن شور و عشق به رابطه مان فقط کافی است کارهای کوچکی انجام دهیم که به همسرمان نشان دهیم برای کسی که هست دوستش داریم!!!
اگر هر روز برای مقابله با این رفتارهای عادتی قدم برداریم، به سمت ارتباطی رضایت بخش تر و توام با دوست داشتن خواهیم رفت.اگر تاریخچه ازدواج را در نظر بگیریم، همه قبول میکنیم که ازدواج همزمان با خلقت آغاز شده است. زن و مرد هم از نظر بیولوژیکی و هم ذهنی با هم متفاوت هستند. اما اگر زن و مرد کنار هم نمی آمدند، خلقت ادامه نمییافت.
نیازهای جسمی و احساسی مرد و زن را به سمت هم آورده و ازدواج اتفاق می افتد. تا قبل از قرن بیستم، ازدواج با یک نفر تا آخر عمر بسیار شایع بود. طلاق پدیده ای بسیار نادر بود. اما هرچه زنان و مردان در عرصه کار پیشرفت کردند و استقلال مالی بیشتری پیدا کردند، همه چیز شروع به تغییر کرد! وابستگی زنان به مردان از بین رفت و حتی اختلافات کوچک آنقدر بزرگ شد که به نظر رسید بر فردیت ما تجاوز میکند. در زیر ۱۵ دلیل اصلی جدا شدن زوجها از هم را قید میکنیم:
۱٫میل به استقلال ۲٫علاقه مند شدن به فردی دیگر ۳٫خیانت ۴٫ناسازگاری جسمی ۵٫عدم علاقه جنسی به طرف مقابل ۶٫نگهداری نکردن از وضعیت خوب بدن مثل چاق شدن ۷٫اختلاف در عقاید و امیال ۸٫بحث و مشاجره زیاد ۹٫مقایسه مداوم همسر با دیگران ۱۰٫ نصیحت کردن اجباری ۱۱٫ اعتیاد به موادمخدر و مشروبات الکلی ۱۲٫ زوال سلامتی یک طرف یا ابتلا به بیماریهای لاعلاج مثل ایدز ۱۳٫ سوءاستفاده و آزار جسمی و فکری ۱۴٫ نادیده گرفتن یا بی احترامی به دوستان و اقوام همسر ۱۵٫ ناباروری
این دلایل از جمله مهمترین دلایل برهم خوردن ازدواجها است
گاهیاوقات، یک دلیل به تنهایی برای جدایی کافی است اما در موارد بسیاری، ترکیبی از چند دلیل موجب طلاق میشود. در این لیست، علاقه مند شدن به فردی دیگر و خیانت به نظر یکسان میآیند اما این دو یک تفاوت مهم با هم دارند. در اولی، فرد ممکن است به شخصی دیگر غیر از همسرش علاقه مند شود و تصور کند که در کنار او زندگی بهتری داشته و خوشبختتر خواهد شد و ازاینرو قبل از تماس جسمی با آن فرد، زندگی مشترک خود با همسرش را خاتمه میدهد.
ازطرف دیگر، در خیانت رابطه جنسی خارج از ازدواج صورت میگیرد که در موارد بسیار یکی از مهمترین دلایل طلاق است.در برخی ازدواجهای خاص وقتی زن و مرد بدون شناخت قبل از ازدواج با هم ازدواج میکنند، باگذشت زمان ممکن است متوجه ناسازگاری خود شده و از هم جدا شوند. به همین ترتیب، ناباروری در مرد یا نازایی در زن چه بلافاصله بعد از ازدواج و چه سالها بعد هم یکی دیگر از دلایل طلاق است. کاهش میل جنسی بعد از چند سال هم یکی دیگر از دلایل جدایی است.
اگر سلامت مرد یا زن به شدت رو به زوال باشد یا یکی از طرفین به یک بیماری لاعلاج مثل ایدز مبتلا شوند، ازدواج ممکن است برهم بخورد. حتی توجه نکردن به وضعیت تناسباندام و بیش از حد چاق یا ضعیف شدن میتواند باعث برهم خوردن رابطه شود.سوءاستفاده و آزار جسمی و فکری یک دلیل دیگر طلاقهاست. تمایلات سادیسمی در هرکدام از زوجها که موجب شکنجه جسمی روحی طرف مقابل شود معمولاً موجب جدا شدن دو طرف میگردد. اعتیاد زیاد به موادمخدر یا الکل هم یکی دیگر از دلایل شکست ازدواجهاست.
بحث و دعوا و مشاجره زیاد هم باعث طلاق میشود. یک دلیل مشابه دیگر مقایسه کردن همسر با دیگران است که باعث صدمه زدن به احساسات طرف و ایجاد عقده خودکمبینی میشود.حتی بیش از اندازه نصیحت کردن هم یکی از دلایل جدا کردن زوجها بوده است. قسمت خندهدار قضیه اینجاست که روانشناسان برای همان نصیحتهایی که همسرتان مجانی در اختیارتان قرار میدهد، مبلغ هنگفتی از شما میگیرد. هر چیزی زیادش حتی یک رابطه خوب را هم خراب میکند.
همینطور اختلاف علایق که قبل از ازدواج به نظر جزئی و پیش پا افتاده میرسد، بعد از ازدواج بزرگتر و برجستهتر شده و موجب دعوا و مرافعه میشود. اگر مرد یا زن نسبت به دوستان یا خانواده و اقوام همسرش بیاحترامی کند یا آنها را نادیده بگیرد، موجب سوء تفاهم و ناراحتی میشود. به تدریج زوج از هم دور شده و در آخر به طور کامل جدا میشوند.و آخر اینکه، استقلال مالی زن موجب تغییر رفتار او میشود. این زنان تصور میکنند که فردیت آنها باید محترم شمرده شود و نباید در آن دخالتی صورت گیرد،که این بینش غلط و خطرناک است.
وابستگی مالی زنان به مردان این روزها درمقایسه به گذشته بسیار کمتر شده است. همچنین کارهای جدای مرد و زن نه تنها جدایی جسمی آنها را بیشتر میکند بلکه جدایی روحی و فکری هم میآورد. همه این دلایل، چه به تنهایی و چه در کنار هم، موجب طلاق و جدایی دو طرف میشود. اما اگر مرد و زن هر دو صبر و تحمل بیشتری داشته باشند، داشتن یک رویکرد مهربانانه و سیاست دادن و گرفتن دوجانبه از بروز طلاق جلوگیری میکند
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در چهار شنبه 30 بهمن 1393
بازدید : 796
نویسنده : حسن عباسی
|
|
داشتن يک زندگي خوب به سبک جديد
خانواده اولين و مهم ترين پايه گذار شخصيتي و معيارهاي فکري فرزندان است و نقش حياتي در تعيين سرنوشت، سبک و خط مشي زندگي آينده آنان دارد. بنابراين خيلي طبيعي است که شما بعد از ازدواج ناخودآگاه روشي را با همسرتان پيش بگيريد که والدينتان در ارتباط با يکديگر داشتند.يادگيري روابط متقابل در يک خانواده خيلي نامحسوس اتفاق مي افتد. شما الگوهايي را فرامي گيريد که در ذهنتان به عنوان الگوهاي ثابت خانوادگي به حساب مي آيند. در مقابل اگر فردي به دور از خانواده و فرضا در يک پرورشگاه بزرگ شده باشد،
هيچ الگويي از خانواده ندارد و ممکن است به همين دليل شيوه ارتباط برقرار کردنش با همسر، بيشتر شبيه همزيستي هاي پرورشگاه باشد تا تعامل هاي در هم تنيده خانواده. هر الگويي نواقصي دارد و مهم تر از آن، شما دو نفر بايد سعي کنيد الگويي بسازيد که با روحيات و شخصيت و شرايط هر دو نفرتان سازگاري داشته باشد.
اگر همسر شما در خانواده اي مردسالار بزرگ شده و شما در خانواده اي منطق سالار، بايد سعي کنيد ميانه اي بين اين دو الگو را پيشه کنيد. در واقع يکي از اولين قوانين زندگي مشترک، داشتن استقلال است؛ يعني وقتي دختر و پسري در جريان خواستگاري با شناخت نسبي يکديگر را انتخاب ميکنند به طور طبيعي بر اساس نقاط مشترکي که بينشان وجود دارد به هم علاقهمند ميشوند و تصميم ميگيرند زندگي مشترک را با يکديگر آغاز کنند. زندگي اي سواي زندگي خانوادگي که تا به حال داشته اند.
بعد از شروع زندگي بتدريج شناخت زن و شوهر از يکديگر عميقتر ميشود و با توجه به اينکه شرايط محيطي و تربيتي متفاوتي داشتهاند، طبيعتا ساختارهاي متفاوت در خصوصيات اخلاقي، آداب، عادتها و سبک زندگي خواهند داشت و لازم است که پس از آن با يک تعامل مثبت در زمينه حل تدريجي اين اختلافها در طول زندگي به تفاهم برسند و زندگي مستقل خويش را متفاوت با آنچه در گذشته داشتهاند، شکل دهند. به زبان سادهتر قرار نيست زن و شوهرهاي جوان، زندگي جديد را مطابق شيوه والدينشان و در زمان تجرد خودشان ادامه دهند زندگي مشترک آنها، زندگي سومي است که مانند هيچ کدام از زندگي قبلي نيست و حتي ممکن است در دنيا نمونه ديگري نداشته باشد چون تمام انسانها با يکديگر تفاوت دارند و هر خانواده جديدي با دو رکن زن و شوهر شکل ميگيرد و ميتواند خانواده بينظيري باشد.بنابراين لازم است هرکدام از زن و شوهرها با شرايط همسرشان و توجه به خواستههاي او مسير زندگي را آغاز کنند و با درک نيازهاي همسرشان تا حد معقول نسبت به آنها تمکين داشته باشند و سعي کنند پاسخگوي نيازهاي همسرشان باشند تا اين عوامل باعث هماهنگي بيشتر آنان شود.
در اين بين والدين هم بايد تا حد امکان فرزندانشان را پس از ازدواج به حال خود بگذارند و به آنها اجازه دهند روي پاهاي خودشان بايستند و زندگي مستقلشان را اداره کنند. اما هر از گاهي در تصميم گيريهاي مهم و با درخواست فرزندانشان به آنها کمک کنند.تحقيقاتي که در مورد زندگي زناشويي موفق انجام شده نشان ميدهد زوجهاي موفق، وظايف روانشناختي زير را به خوبي انجام ميدهند:
جدايي عاطفي از خانواده قبلي، البته نه به معناي غريبه شدن بلکه به معناي ايجاد يک هويت مستقل از والدين، برادر و خواهر. رابطه زناشويي خوب و محافظت از آن در مقابل مداخلهگرهاي کاري و تعهدات خانوادگي با هم بودن بر اساس سهيم شدن در صميميت و فرديت به طور همزمان با حفظ مرزهاي بين فردي در جهت آزادي هم.پذيرش مشتاقانه نقش والدي و اجازه ورود فرزند به زندگي. مقابله با بحرانهاي اجتناب ناپذير زندگي به کمک يکديگر.
تحکيم رابطه به هنگام رويارويي با مشکلات. زندگي زناشويي بايستي چون بهشتي امن براي زوجها باشد، جايي که ميتوانند تواناييها، خشم و تضادهاي خود را بيان کنند. استفاده از شوخي و خنده براي زنده نگه داشتن زندگي و پرهيز از رخوت و تنهايي. تغذيه يکديگر و ايجاد آسايش و توجه به نيازهاي هم و همچنين حمايت و تشويق مداوم. زنده نگهداشتن روابط عاشقانه، ايدههاي عاشقانه ذهني حتي زماني که واقعيت تغييراتي را ايجاد کرده است.
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در چهار شنبه 29 بهمن 1393
بازدید : 697
نویسنده : حسن عباسی
|
|
رعایت برخی نکات در افزایش طول عمر زندگی مشترک مهم و ضروری است.

1 - انعطافپذیری مناسب زوج در رابطه
یکی از شاخصههای هوش اجتماعی است که تطابق فرد با زندگی اجتماعی را بیشتر میکند و انعطاف ناپذیری باعث کوتاه شدن عمر زندگی مشترک میشود.
2 - صداقت که باید دوطرفه باشد
یعنی هر یک از طرفین باید زمینه صداقت را فراهم کند و بعد انتظار رفتار صادقانه از طرف مقابل داشته باشد. صداقت و رفتار صادقانه یک «باید» است اما بیصداقتی معمولا ناشی از ترس و گاهی برای حفظ منافع است و در بحث ما، نداشتن صداقت ناشی از ترس است که دردسرساز میشود.
خیلی از زوجها یکدیگر را محدود یا تهدید میکنند و وقتی همسرشان آن رفتار را دور از چشمشان انجام داد، او را به نداشتن صداقت متهم میکنند!!!
3 - جرات مند بودن زوج
مساله بعدی است که بسیار برای زوجها ضرورت دارد؛ آنها باید یاد بگیرند احساسشان را به نحوی سالم مطرح، دیدگاهشان را بیان و نظر مخالف یا موافقشان را به شیوهای صحیح اعلام کنند!!
زندگی مشترک در ابتدا، با تمام سختیهایی که برای انتخاب همسر دارد، بسیار آسان است اما اگر از یک زندگی مراقبت نشود، قطعا آسیب خواهد دید!!
این مراقبت باید به صورت دوطرفه باشد؛ هر دو طرف باید مراقب رفتار خودشان و احساس طرف مقابل باشند و بدانند هر دو مسئول حفاظت از زندگی مشترکشان هستند.
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در چهار شنبه 22 اسفند 1393
بازدید : 640
نویسنده : حسن عباسی
|
|
زمان لازم است تا زندگی زناشویی تازهنفس ؛نفس بگیرد!
زندگی زناشویی تازهنفس، نیاز دارد به آن زمان لازم را بدهیم تا «نفس» بگیرد و بتواند از پس مشکلاتش بربیاید. کمتر کسی با ماشینی که همین امروز تحویل گرفته و صفر کیلومتر است، به دل جاده یخبندان میزند. اما خیلی از ما توقع داریم با شریکی که تازه وارد زندگیمان شده و صفر کیلومتر است بتوانیم به دل زندگی بزنیم و به هیچ مشکلی هم برنخوریم.

برای تحویل گرفتن ماشین به نمایندگی فروش رفتیم. یک ماشین صفر و تر و تمیز را به ما نشان دادند. بدنه سفیدرنگش، خالی از هرگونه زدگی و رنگریختگی بود. تودوزی سالم و بدون کوچکترین لک آن، وسوسه رانندگی را در من بیشتر میکرد.
خرید اولین ماشین زندگی، شاید لذتبخشتر از خرید ماشینهای بعدی باشد، حتی اگر با کمک قرض و قسط، سادهترین ماشین بازار را خریداری کنیم. وقتی سوئیچ را به دستم دادند و پشت ماشین نشستم تا حرکت کنم، جملهای از مسئول تحویل ماشین شنیدم که ذهن مرا به خود مشغول کرد. او گفت: میدانی که ماشین زمان میبرد تا آببندی شود، خیلی با سرعت نرو، چند روزی راههای کوتاه را انتخاب کن و سعی کن به جاده نروی تا ماشین نفس بگیرد!
حرفهایش مرا یاد خبری انداخت که چند وقت پیش در مورد آمار بالای طلاق در دو سال اول زندگی مشترک خوانده بودم. زندگیهایی که زن و شوهر مثل تمام وسایل خانهای که در آن زندگی میکنند، از آکبند درآمدهاند و نوی نو هستند. خودشان، احساسشان و بیتجربگیشان. یاد روزهای اول زندگی مشترک خودم افتادم که در کنار تمام زیباییهایش، مشکلات و ناهماهنگیهای زیادی آزارم میداد.
مثل فیلمهایی که در دور تند قرار میگیرند، زندگی و درددلهای دوستانم در اوایل ازدواجشان از مقابل چشمانم گذشت. آنهایی که حتی تا مرز جدایی پیش رفتند اما بعد از آشتی و تلاش دوباره، سالهاست که بدون مشکل شدید، بخوبی با هم زندگی میکنند.
زندگی زناشویی تازهنفس، نیاز دارد به آن زمان لازم را بدهیم تا «نفس» بگیرد و بتواند از پس مشکلاتش بربیاید. کمتر کسی با ماشینی که همین امروز تحویل گرفته و صفر کیلومتر است، به دل جاده یخبندان میزند. اما خیلی از ما توقع داریم با شریکی که تازه وارد زندگیمان شده و صفر کیلومتر است بتوانیم به دل زندگی بزنیم و به هیچ مشکلی هم برنخوریم.
این خطای شناختی باعث میشود در هنگام رویارویی با مشکلات، به جای آنکه آنها را طبیعی قلمداد کنیم، به انتخابمان شک کرده و گمان کنیم به آخر خط رسیدهایم. اما زوجهای جوان باید بدانند که زندگی مشترک مانند ماشینی است که تازه آن را تحویل گرفتهاند. نیاز به آببندی دارد و صبوری بیشتر تا بتوانند باهم به تفاهم برسند.
زمان لازم است تا زندگی زناشویی تازهنفس ؛نفس بگیرد!
اگر تازه ازدواج کردهاید، برای آنکه زندگی مشترکتان نفسی بگیرد، باید چند ماه و یا حتی چند سال به خودتان فرصت دهید. خیلی زود با سرعت بالا نروید و حوصله داشته باشید. میتوانید برای اینکه زندگیتان آبگیری شود، از چند راهکار ساده استفاده کنید.
ذرهبینتان را بردارید
شما قبل از آنکه تخت گاز برانید، باید بتوانید مرکبتان را بشناسید، دقت کردهاید برخی ماشینها نقطه کلاج متفاوتی دارند و حتی رانندههای حرفهای هم ممکن است چند دقیقه اول را صرف شناختن آن کنند! شما هم باید همسرتان و نوع ارتباطتان را شناسایی کنید.
برای این شناخت چند سوال روز خواستگاری و رفت و آمدهای دوران نامزدی کافی نیست. قدیمیها میگویند تا زیر یک سقف نروی، نمیتوانی طرف مقابل را خوب و کافی بشناسی. پس بعد از اینکه زندگیتان به صورت واقعی آغاز شد، سعی کنید یکدیگر را خوب بشناسید.
شناخت هیجانها، احساسات، ترجیحها و حتی نوع منطق و تصمیمگیریهای طرف مقابل میتواند زندگیتان را خوب آببندی کند.
اندکی صبر، سحر نزدیک است
مهمترین چیزی که زن و شوهرهای جوان باید به آن توجه کنند، صبر داشتن و زمان دادن به یکدیگر است. برخی از کنار آمدنها در طول زمان ایجاد میشود. حتی وقتی یکدیگر را خوب میشناسید، درک تفاوتها و سازگار شدن با آنها نیاز به زمان دارد که تنها شرط آن صبوری است.

«منهایی که «نیممن» میشوند
یکی از چیزهایی که باعث استحکام زندگی زناشویی میشود، تبدیل «من» به «نیممن» است تا بتوانید یک «مای» کامل را بسازید. شما بعد از ازدواج باید از یک فرد بودن به یک جمع بودن تغییر ماهیت بدهید. دوران مجردی، روزهای تصمیمات و زندگی یک نفره است، اما بعد از ازدواج ورق برمیگردد.
اینکه بتوانید کنترل مرکب دو نفرهتان را به دست بگیرید، یک مهارت است. اگر تنها سرنشین یک ماشین باشی، براحتی مسیر پیش رو را انتخاب میکنی، اما اگر دو نفر باهم قرار باشد تصمیم بگیرند که به کدام مقصد و از کدام راه بروند، کمی کار سخت میشود. برای آنکه بتوانید انتخابهای دونفره داشته باشید، لازم است از نگاه همسرتان هم به موضوعات بنگرید.
اختلافات یواشکی
یکی از مهمترین چیزهایی که باید تا استوار شدن پایههای زندگی مشترکتان رعایت کنید، حل اختلافات در درون چهاردیواری دو نفرهتان است. همان طور که صدای دعوایتان نباید از خانه بیرون برود، اختلافات و تعارضاتتان مخصوصا در سالهای اولیه باید به صورت یک راز بین خودتان باقی بماند.
حتی اگر بناچار باهم قهر هستید هم نباید اجازه دهید که والدینتان از این موضوع باخبر شوند، چه برسد به اینکه برای قهر، خانه را ترک کرده و به خانه پدری بروید.
مشورت و همفکری همیشه برای جوانها لازم است اما بهتر است این کار با یک مشاور آگاه انجام شود و یا اگر از والدین پرسیده میشود، طوری نباشد که آنها متوجه بروز اختلاف بین شما شوند.
عروس و دامادی که تازه وارد خانواده همسر شدهاند، نیاز به زمان دارند تا تبدیل به دختر و پسر آن خانواده شوند، پس در این زمان طلایی که همسرتان باید جایگاه خود را در قلب والدین شما به دست آورد، با گفتن اختلافاتی که در آینده حل خواهد شد، تصویر او را خراب نکنید.
در یک کلام تا زندگیتان پا بگیرد و پایههایش استوار شود، کمی دست به عصا راه بروید. این نهال تا به درختی تنومند تبدیل شود، نیاز به زمان و صبر و فکر دارد، پس مانند یک راننده حرفهای، با ماشین صفر کیلومتر مدارا کنید تا بتوانید روزی با آن به دل جادههای یخبندان هم بزنید.
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در چهار شنبه 22 بهمن 1393
بازدید : 777
نویسنده : حسن عباسی
|
|
رمز داشتن یک رابطه عاشقانه ماندگار وسالم چیست؟
بسیاری از ما که هم اکنون رابطه ای را شروع کرده ایم، آرزو داریم رابطه مان برای همیشه مثل امروز عاشقانه و صمیمانه باقی بماند؛ اما واقعیت این است که اغلب آرزوها نقش بر آب می شوند و تمام نقشه هایمان به هم می ریزند.
روزها که از پی هم می گذرد، صمیمیت ها کمتر می شود و به جایی می رسد که دیگر یادمان نمی آید فردی که رو به روی ما نشسته، همان عشق چند سال پیشمان است! اشکال کار کجاست؟ آیا کلیدی برای باز کردن قفل معمای «داشتن روابطی سالم و ماندگار» وجود دارد؟!

آیا به همسرتان اعتماد دارید؟ اعتماد، اولین و شاید مهم ترین عامل تعیین کننده موفقیت در یک رابطه و باقی ماندن در آن، در طی زمانی طولانی است. بدون اعتماد، هیچ یک از مواردی که در ادامه بحث به آن ها خواهیم پرداخت، معنا نخواهند داشت. از خودتان بپرسید: «آیا به همسرم اعتماد دارم؟
آیا همسرم، فردی مورد اعتماد است؟ آیا می شود به او تکیه کرد؟»
گاهی ما انتظار داریم علاوه بر این که دیگران به ما اعتماد دارند، همسرمان هم به ما اطمینان کامل داشته باشد، اما خود ما به فرد مقابلمان و حتی همسرمان اعتماد نداریم. اعتماد، اتفاقی دوطرفه است! به قلبتان رجوع کنید و دوباره از خودتان بپرسید: «چقدر به همسرم اعتماد دارم؟»
آیا شما و همسرتان با هم صمیمی هستید؟ قبل از هرچیز بهتر است بدانید صمیمیت چهار جنبه دارد:
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در شنبه 18 بهمن 1393
بازدید : 697
نویسنده : حسن عباسی
|
|
چیزهایی وجود دارد که مردها از شما می خواهند اما هیچ گاه در مورد آنها به شما چیزی نمی گویند. درک این موضوع که چرا نیازهای خود را به زبان نمی آورند می سخت به نظر می رسد،
در صورتی که اگر در مورد آنها حرف بزنند هم برای شما و هم برای خودشان همه چیز خیلی ساده تر خواهد بود. یکی از دلایلی که آنها در مورد این مسائل حرف نمی زنند این است که فکر می کنند نیازی به گفتن آنها نیست و ما خودمان باید این چیزها را بدانیم. خوب، حالا ببینیم این خواسته ها چه چیزهایی هستند.
1. احترام
یکی از مهمترین چیزهایی که آقایان در زندگی از خانم ها انتظار دارند احترام است.اگر شک دارید از همسرتان بپرسید و خواهید دید که چه جوابی به شما خواهد داد.
این خواسته، با وجود اینکه شاید مهمترین خواسته یک مرد از زن زندگی اش باشد، از آن چیزهایی است که هیچ وقت در مورد آن حرفی به شما زده نمی شود. حالا این احترام چه چیزهایی را در بر می گیرد؟
خیلی ساده است، احترام به افکار، عقاید، رفتار و احساسات آنها. این که فکر کنید آنها مهم هستند و این موضوع را در رفتارتان نیز نشان دهید.
2. تحسین
چیزی که همراه با احترام باید وجود داشته باشد تحسین است. مردها عاشق تحسین شدن هستند، اما به یک شرط، این تعریف و تمجید باید واقعی باشد. آنها یک رادار مخفی دارند که هرنوع تعریف متملقانه و غیر صمیمی را کشف می کند.
برای همین سعی کنید اگر می خواهید او را مورد تعریف و تمجید قرار دهید در مورد چیزهایی باشد که حقیقت دارند و واقعا در مورد او تحسین می کنید، در این صورت است که او را به روی ابرها خواهید برد.
3. همراهی
مردها از همراهی زنی که برایش اهمیت قائل هستند لذت می برند. او دوست دارد
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در سه شنبه 14 بهمن 1393
بازدید : 747
نویسنده : حسن عباسی
|
|
وقتی یک رابطه یا ازدواج بر هم میخورد هیچوقت آسان نیست. دلیل این بر هم خوردن رابطه هر چه که باشد–و اینکه میخواستهاید یا نه– اتمام رابطه ممکن است کل زندگیتان را از این رو به آن رو کند و همه جور احساسات دردناک و پریشانکننده برایتان به ارمغان آورد.
اما برای کنار آمدن با این وضعیت دشوار و ادامه راهتان کارهای مختلفی میتوانید انجام دهید. حتی میتوانید از این تجربه درس بگیرید و به فردی قویتر و هوشیارتر تبدیل شوید.

التیام یافتن بعد از بر هم خوردن رابطه یا طلاق
چرا حتی بااینکه رابطهتان دیگر آنقدرها خوب نیست، بر هم خوردن رابطه اینقدر دردناک است؟ طلاق و جدایی به این دلیل دردناک می باشد که نشانگر فقدان است و نه فقط از رابطه بلکه از آرزوها و تعهدات مشترک.
روابط عاشقانه با هیجانی وصفناپذیر و امید به آینده شروع میشوند. وقتی چنین روابطی بر هم میخورند، دچار ناامیدی، استرس و فقدان شدید میشویم.
طلاق و جدایی ما را به ورطهای نامعلوم میکشاند. همه چیز بر هم میخورد:برنامه زندگی و مسئولیتهایتان، خانهتان، روابط خانوادگی و دوستیهایتان و حتی هویت تان.
میکشاند. همه چیز بر هم میخورد: برنامه زندگی و مسئولیتهایتان، خانهتان، روابط خانوادگی و دوستیهایتان و حتی هویت تان.
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در یک شنبه 14 بهمن 1393
بازدید : 830
نویسنده : حسن عباسی
|
|
به زوج ها توصیه می کنم از دستش ندین :
کیفیت هیجانی مهمترین نیاز برای تداوم رابطه است و می تواند رضایت زناشویی را پیش بینی کند. کیفیت هیجانی روابط زن و شوهر یکی از علائم رضایتمندی یا ناراضی بودن از رابطه زن و شوهر است که در جهت بهبود آن می توان فعالیتهای مختلف انجام داد.

در ارتباطات زن و شوهر علاوه بر ارتباطات کلامی و آشکار آنها، کیفیت هیجانی ارتباطات ، زبان بدن، ایماء و اشارات نیز تاثیر بسزایی در جهت دهی روابط شان دارد.
یعنی همان گونه که نحوه ارتباطات کلامی و گفت و گو های مشخص آنها در ارتباط تاثیر گذار است نوع ارتباط غیر کلامی، نگاه ها و حرکاتشان نیز در کیفیت ارتباط آنها موثر است و به این گونه رفتارها زبان بدن گفته می شود . دقت در این گونه حرکات در ارتباط زن و شوهر به زیبایی رابطه آن منتهی می شود.
صمیمیت و عطوفت در رفتار و نگاه زن و شوهر مشخص کننده کیفیت رابطه است. با هم بودن و وقت گذاشتن عامل دیگری برای پیوندهای عاطفی قوی آنهاست. به عنوان مثال " ما روزی نیم ساعت با یکدیگر صحبت می کنیم و درمورد خواسته ها و علائق خود با داشتن دیدگاه مثبت از وجود یکدیگر لذت بیشتری می بریم".
همراه با رفتارهای مشخص و واضح ، نوع نگاه و صدا نیز می تواند رابطه آنها را شیرین تر کند به عنوان مثال نگاه های محبت آمیز و صدای دلنشین، کیفیت این رابطه خوب را دو چندان می کند.لذا رابطه هیجانی زن و شوهر دارای نشانه های منفی و ناخوشایند یا مثبت و خوشایند است که در رضایت مندی و شادابی و یا عدم رضایت مندی و دل آزردگی آنها از زندگی شان تاثیرگذار است.
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در پنج شنبه 12 بهمن 1393
بازدید : 783
نویسنده : حسن عباسی
|
|

1 - ابتدا خود را بشناسید و شدت نیازهای مختلف را در خود تعیین کنید
با خود فکر کنید کدام نیاز در شما قوی تر است و کدام نیاز از شدت کمتری برخوردار است. ممکن است نیاز شما به استقلال در اولویت باشد. در کسی دیگر نیاز به پیشرفت، نیاز به تفریح یا نیاز به ارتباطات اجتماعی اولویت داشته باشد و کسی دیگر خواهان همراهی همیشگی و حمایت شدن باشد.
این نیازها را بشناسید و به آنها اشراف داشته باشید. پاسخ دادن به این نیازها مسیر زندگی شما را مشخص می کند و همه تلاش های جزئی و کلی زندگی شما را در مسیر خود هدایت می کند.
2 - قدم دوم شناخت نیازهای همسر آینده تان است
باید با کمک خودش به شدت نیازهایش پی ببرید. نیازهای همسر آینده شما چیست؟ آیا با نیازهای شما همسو است؟ آیا اولویت بندی هایتان یکسان یا مشابه است؟ خوشبختی وقتی حاصل می شود که شما هم نیازهای همسو داشته باشید و هم اولویت های نزدیک به هم. چه ازدواجی موفق تر است؟
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در پنج شنبه 13 بهمن 1393
بازدید : 731
نویسنده : حسن عباسی
|
|
چگونه می توان ازدواج شادی داشت,خیلیها تصوری دور از واقعیت از ازدواج دارند و فکر میکنند بعد از ازدواج وارد قصری رویایی میشوند،

در صورتیکه قبل از ازدواج باید بدانند با ازدواج مسئولیت یک زندگی را بهعنوان «زن زندگی مشترک» یا «مرد زندگی مشترک» به عهده میگیرند و مسئولیتهایشان بیشتر میشود.
بنابراین بهتر است چشمبسته و بدون آگاهی وارد زندگی مشترک نشوند تا خود آمادگی لازم را برای اتفاقهای پیشبینی نشده زندگی داشته باشد.
برای آمادگی قبل از ازدواج لازم است فرد هدفش را از زندگی مشترک مشخص کند و به این ترتیب است که میتواند زندگی مشترک آرامتری داشته باشد. بدیهی است وقتی فرد در کنار همسرش آرامش داشته باشد، میتواند زندگی شادی را هم تجربه کند.
همین که افراد در درجه اول نسبت به خودشان و خواستههایشان آگاهی داشته باشند و در درجه بعد بتوانند شناخت خوبی نسبت به طرف مقابل پیدا کنند و با کمک هم خواستههایشان را برآورده کنند، زندگی مشترک شادی را تجربه خواهند کرد.
هر قدر شما خود آگاهی بیشتر و دانش کافی از ازدواج و خواستههایتان داشته باشید، احتمال گزینش همسر مناسب و عملی شدن خواستهها در زندگی مشترک بیشتر شده و آرامش و نشاط بیشتری را کنار همسرتان تجربه خواهید کرد.
چطور خودمان را بشناسیم؟ منظور از خودآگاهی این است که افراد بتوانند شناخت درستی از خود داشته باشند یا با کمک افراد پخته و باتجربه که در مواقع حساس زندگی خود تصمیمهای درستی میگیرند، به این شناخت برسند و تصمیم درستی بگیرند.
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در پنج شنبه 11 بهمن 1393
بازدید : 745
نویسنده : حسن عباسی
|
|
برخی همسران در مورد همسرانشان دچار شک و تردید و توهم خیانت هستند و همیشه احساس می کنند در معرض خیانت همسرشان قرار دارند و احساس ترس و تهدید می کنند

متخصص اعصاب و روان هشدار داد: تجسس و کنجکاوی های همسران نسبت به یکدیگر موجب ایجاد نگرانی های دائمی،اضطراب و به تدریج منجر به خشم و نفرت خواهد شد.
دکتر فربد فدائی تأکید کرد: در مورد تجسس همسران در احوال یکدیگر، تمایل به این که فرد از همه مسائل اطرافیان سر در آورد و این احساس که شاید دیگران موضوعاتی را از وی پنهان می کنند یا دروغ می گویند و به وی خیانت می ورزند گفتنی بسیار است.
عامل اول/ فرافکنی وی ادامه داد: مهم تر از همه آن که وقتی افراد عادی درباره دیگری صحبت می کنند، عمومأ بیش از آن که درباره فرد دیگر اطلاعاتی به دست دهند در مورد خود به صورت نا دانسته اطلاعاتی در اختیار دیگری می گذارند و این همان وضعیتی است که در علوم رفتاری “فرافکنی” نامیده می شود.
مدیرگروه روانپزشکی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی خاطرنشان کرد: یعنی فرد دیدگاه ها، خواسته ها و یا ترس هایی را که خودش دارد و برای خود و دیگری ناپسندیدنی و نامطلوب را به صورت ناخودآگاه به دیگری نسبت می دهد. وی همچنین افزود: حال به دنبال آن فردی که تمایل به خیانت به همسرش را دارد با فرافکنی احساس می کند iهمسرش هم قصد خیانت به او را دارد.
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در پنج شنبه 10 بهمن 1393
بازدید : 734
نویسنده : حسن عباسی
|
|
هرچند داشتن علاقه به تنهایی ضامن خوشبختی نیست و برای داشتن زندگی مشترک باید معیارهای زیادی مانند هم کفو بودن در زمینه های اعتقادی، اقتصادی، فرهنگی و ... بین دختر و پسر و خانواده هایشان وجود داشته باشد چراکه در غیر این صورت، عشق در سایه اختلافات اساسی هر روز کمرنگ تر خواهد شد و زندگی مشترک به سرانجامی غیر از شکست نخواهد رسید،
اما علاقه بین زن و شوهر هم یکی از عوامل مهم برای تحمل سختی ها و درک احساس خوشبختی در زندگی مشترک است.

:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در پنج شنبه 9 بهمن 1393
بازدید : 708
نویسنده : حسن عباسی
|
|
در این مطلب به اشتباههایی که ممکن است روابط زناشوییتان را تیره و تار کند می پردازیم.
خطای شماره 1 :ذهنخوانی
به ذهنتان نمک بپاشید!
نهتنها هنری نیست که خودمان را در ذهن دیگران بدانیم و از رفتار یا گفتارشان به اعماق ذهنشان پی ببریم که خیلی هم خطرناک است اگر اجازه دهیم در ذهنمان چنین خطایی شکل بگیرد. در مسائل زناشویی البته چون آدمها سختتر از هر موضوع دیگری مسائلشان را به زبان میآورند، احتمال بروز این خطا بیشتر هم میشود.
مثال : کامران متوجه میشود همسرش لیلا امشب مثل شبهای دیگر نیست. انگار چیزی ذهنش را مشغول کرده. اشتیاق همیشه را از خودش نشان نمیدهد و تمرکز ندارد. فکر میکند رابطه امشبشان بیشتر از سر عادت است و نه یک رابطه پرشور و احساس.
ذهنش شروع میکند به جستوجو. چه چیزی ممکن است باعث این حواسپرتی او شده باشد؟ یادش میآید آنها دیشب به مهمانی عروسی دوستش رفته بودند. بلافاصله نتیجه میگیرد لیلا حتما با دیدن شوهر پولدار دوستش، زندگی آنها را با زندگی خودشان مقایسه کرده و ذهنش خراب شده. پیش خودش میگوید دیگر نباید اجازه بدهد لیلا با آن دوستش ارتباط داشته باشد و بعد متاسف میشود که چقدر لیلا زود تحت تاثیر دیگران قرار میگیرد!
به همسرتان برچسب نزنید!
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در پنج شنبه 25 دی 1393
بازدید : 794
نویسنده : حسن عباسی
|
|
آیت الله جوادی آملی:
حجاب زن و دختر مربوط به خود او نیست که بگوید من از حق خود گذشتم و نمیخواهم چادر سر کنم،
مربوط به مرد نیست که بگوید من راضیم که همسر و دخترم چادر سر نکند،
بلکه حجاب زن حقی الهی است و حرمت و حیثیت زن به عنوان حق الله مطرح است
و زن به عنوان امین حق الله از نظر قرآن مطرح است
و حجاب زن امری ست اجتماعی، نه فردی
و حق خدا باید ادا شود تا هم فرد از خطرات موجود در جامعه حفظ شود
:: موضوعات مرتبط:
ولایت فقیه ,
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
,
نوشته شده در پنج شنبه 2 بهمن 1393
بازدید : 927
نویسنده : حسن عباسی
|
|
اگر خدا بهت فرمود که: " لیاقت شهـــــــــــادت را نـــــداری...!" بگــــــــــــــــــــو : مگر آنچه را که تا بحال به من داده ای لیاقتش را داشته ام!؟ کدام نعمت تو را من لیاقت داشتـــــــه ام که این یکی را داشتـــــه باشم؟! مگر تو تا بحال در بذل نعمت هایت به لیاقت من نگاه می کردی؟! ای دهنــــــــــده یِ نعمتهایِ بی منت...

لذت شهادت از نگاه آیت الله بهجت: آنهايي که شهيد شدند، آنهايي که شهيد داده اند، در راه خدا رفته اند و در راه خدا بوده اند... و خــــــــدا مي داند چه تاجي به ســــــــر اينها- بالفعل- گذاشتـــــــــه شده... ولو بعضي ها نمي بينند مگر بعد از اينکه از اين نشأت بروند.... اللهم ارزقنـــــــــــا توفیق الشهادت...
:: موضوعات مرتبط:
ولایت فقیه ,
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
,
نوشته شده در پنج شنبه 29 دی 1393
بازدید : 909
نویسنده : حسن عباسی
|
|
پیامبر اكرم (صل الله علیه و آله) : با زن به خاطر ۴ چیز ازدواج می شود : مال و ثروتش ، زیبایی اش ، دینداری اش و اصل و نسب خانواده اش... و تو با زنان مُتــــــَدَیِن ازدواج كن.. (كنز العمال . ح44602)
هرکس این عمل را انجام دهد هر آنچه از خدا خواسته به او داده خواهد شد. از حضرت علی (ع) روایت شده است که حضرت نمازی را برای کسانی که قصد ازدواج دارند و میخواهند همسر خوبی اختیار کنند بیان فرمودند : دو رکعت نماز که در هر رکعت بعد از سوره حمد سوره مبارکه یاسین خوانده شود و بعد از نماز 100 مرتبه بگوید ((الحمدلله)) و سپس بگوید: اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی زَوْجَةً صَالِحَةً وَدُوداً وَلُوداً شَکُوراً قَنُوعاً غَیُوراً إِنْ أَحْسَنْتُ شَکَرَتْ وَ إِنْ أَسَأْتُ غَفَرَتْ وَ إِنْ ذَکَرْتُ اللَّهَ تَعَالَى أَعَانَتْ وَ إِنْ نَسِیتُ ذَکَّرَتْ وَ إِنْ خَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهَاحَفِظَتْ وَ إِنْ دَخَلْتُ عَلَیْهَا سُرَّتْ وَ إِنْ أَمَرْتُهَا أَطَاعَتْنِی وَ إِنْ أَقْسَمْتُ عَلَیْهَا أَبَرَّتْ قَسَمِی وَ إِنْ غَضِبْتُ عَلَیْهَا أَرْضَتْنِی یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ هَبْ لِی ذَلِکَ فَإِنَّمَا اَسئله و لا اَجدُ اِلّا مامنَنتَ وَاَعطَیت سپس حضرت فرمود: هرکس این عمل را انجام دهد هر آنچه از خدا خواسته به او داده خواهد شد. این نماز از مجربات است و مرحوم محدث نوری (ره) می فرمایند: این نماز را به چند نفر سفارش کردم بعد از انجام آن از ازدواج خویش راضی بودند.(askdin.com)
خانمهافقط نمازروبخونند،نیازی به خوندن دعای بعدازنمازنیست
http://chadorkhaki2.blogfa.com
:: موضوعات مرتبط:
ولایت فقیه ,
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در پنج شنبه 25 دی 1393
بازدید : 702
نویسنده : حسن عباسی
|
|
بانـــــــــــو!.. جامـــــه ي تــــوســـت امــــا... جــــامعـــــــه ي مـــــا را مــــــي ســــازد... جامـــــه ات را جمـــــع کــــن،جامعــــــه در خطــــــر است!

چـــــــــــــــــادر تو تلافی غروبی است... که در آن روز به زور چــــــــــــــادر ازسر زنـــــــــــان حرم پیامبــــــــــر می کشیدند... چــــــــادر تو میراث خون دلهای خیمه نشینــــــان ظهــــر عاشوراست .. و چادر سرکردنت به همین سادگی انتقام کربــلا ست..... چــــــــــــــــــادر سه نقطـــــــــه دارد.... همان سه نقطه ای که فرق است بین پوشیدگی و پوسیدگی!
chadorkhaki2.blogfa.com
:: موضوعات مرتبط:
ولایت فقیه ,
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
,
نوشته شده در دو شنبه 24 آذر 1393
بازدید : 901
نویسنده : حسن عباسی
|
|
با " دوستت دارم" ، " از شما خوشم آمده "، " تو همان مرد یا زن رویاهایم هستی " شروع میشود و در بهترین و خوشبینانهترین حالت اگر به تجاوز، قتل و اخاذی ختم نشود ثمرهاش تلخی، شکست و پشیمانی است. دوستیهای خیابانی این روزها به معضل اجتماعی تبدیل شده به طوری که بررسی پرونده های جنایی نشان میدهد برخی از جرائم از جمله قتل، آدم ربایی، اخاذی و تجاوز به عنف در پوشش این روابط پنهانی انجام میشود.
با نگاهی به صفحه حوادث روزنامهها پایان تلخ این دوستیها را میبینیم، روابطی که ابتدا با طعم آشنایی برای ازدواج و دوستی آغاز میشود و در پایان خاطره ای تلخ را برای یکی از دو طرف که اغلب دختران هستند رقم میزند. در برهه کنونی که وضعیت اقتصادی خانوادهها نامناسب است و گرانیها فشار زیادی به سرپرستان خانوار آورده، متأسفانه حماقتهای برخی دختران بیشتر شده و با قرار گرفتن در مسیر این گونه دوستیها و افزودن به مشکلات خانواده، گناهی نابخشودنی را مرتکب میشوند.
نکته واضح در این گونه روابط این است که، هر عاشقي اول «عاشق خود» است و بعد عاشق معشوقه! به گزاره های زیر توجه کنید، آیا رنگ و بویی از عقلانیت و یا حتی انسانیت در چند مورد زیر، چه از ناحیه پسر و چه از ناحیه دختر میبینید؟
یک - دوستی خانم دکتر با بیمار خود؛ ۲۷ اردیبهشت ماه زن جوانی به نام سمیه ضمن مراجعه به کلانتری خود را پزشک معالج معرفی کرد و عنوان داشت: فردی به هویت منصور حدود ۴ سال میشود که تحت درمان من قرار دارد. در این چهار سال من با منصور رابطه دوستانه بر قرار کردم ولی اوایل امسال بود که من به عقد مردی از بستگانمان در آمدم و رابطهام را با منصور به پایان رساندم. ولی منصور به این رابطه پایان نداد و شروع به اخاذی و مزاحمت برای بنده نمود.
دو - درخواست یک پسر از دوست دخترش: ...
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
تحدید نسل ,
,
نوشته شده در دو شنبه 18 آذر 1393
بازدید : 938
نویسنده : حسن عباسی
|
|
تلاش زن و مرد برای جلب محبت همسر خود قابل توجه است، خصوصا در زمانه ای که جلوه های بیرون از خانواده برای زوجین متنوع و زیاد گشته است. تشکر از همسر به شیوه های مختلف کمک میکند تا انسان به راحتی بتواند محبت طرف مقابل را به خود جلب نماید.

انتخاب همسر از نگاه قرآن
انسان امروزی برای رسیدن به خوشبختی و سعادت، تلاشهای زیادی را انجام می دهد، که گاها منجر به تحمل هزینه های سنگینی نیز می شود، این در حالی است که دین مبین اسلام روشهای کم هزینه ای را برای رسیدن به خوشبختی و آرامش توصیه کرده است، و فقط کافیست انسان با استفاده از مطالعه و یا مشاوره با این روشها آشنا گردد.
یکی از مهم ترین و تأثیر گذار ترین روش برای رسیدن به خوشبختی و آرامش ایجاد جو تشکر و قدردانی در خانواده می باشد.
یکی از علل عدم تشکر و قدردانی از همسر در زندگی نداشتن اطلاعات لازم در مورد آثار و برکات انجام این عمل می باشد. سپاسگذاری از افعال و گفتار طرف مقابل در زندگی می تواند رنگ و بوی نشاط و خوشبختی را به زندگی هر زوجی وارد نماید.
در این جا سعی شده به پاره ای از آثار و برکات تشکر و قدردانی در زندگی خانوادگی اشاره شود، تا خانواده ها با آشنا شدن به این موارد، خود را ملزم به این نکته مهم اخلاقی، رفتاری "تشکر از همسر" در زندگی خود نمایند.
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در جمعه 20 آذر 1393
بازدید : 857
نویسنده : حسن عباسی
|
|
همیشه در اندیشه هایم حقیقت را گم می کنم.می دانم که اگر می دانستم واگر اندیشه هایم در راستای حقیقت بودند خیلی بیش از اینها می توانستم ارباب وجود خود باشم. کارم شده قضاوت در باره خوبی وبدی ادمها.فکر کردن به جای انها.شده ام قاضی اتفاقها،رویدادها، وحوادث ومدام نگران امروزو فردای محال….! وقتی دقیق می شوم به زندگی ادمها. همه چون جانور بارکشی شده ایم که مدام در حال جمع اوری چیز هایی هستیم که خود هم نمی دانیم کی وکجا می خواهیم از انها استفاده کنیم. اگر فردایی در کار نباشدچه؟؟؟.هدف تمام زندگی ها شده.کسب ثروت، مشاغل سیاسی.افتخار اکادمیک.ومدرکهای کذایی…! مابزرگ افریده شده ایم اما یاد نگرفته ایم بزرگ باشیم.همواره حقیرانه وکوچک می بینیم وعمل می کنیم. انسانهای بزرگ همواره در انزوا به سر می برند چون همراهی با اندیشه های کوچک برایشان دشوار است.اینکه خودرا با روش های کم ارزش سازگار کنند وسخنی بگویند مورد پسند تو.انها فقط می توانند در مورد کوته نظری ادمها بیندیشند. تا به حال اندشیده ای چرا شادی ها از ما گریزانند.تا به حال به حصاری که دور خود تنیده ای نگاه کرده ای؟ حصار اندیشه های محدود وفقیرانه.تا به حال به خود نگریسته ای که چگونه مانع پیشرفت وخوشی خود می شوی؟ایا تا کنون خودرا دربرابر بزکاران وگناهکاران گناهکار دیده ای؟داستان کسانی که بدند…اما از خوبی بودن به بدی افتاده اند.در معاملات زندیگی انان که زرنگ وسختند می جهند وبقیه در مرداب فرو می روند.در جامعه ای که گناهکارانش بی گناه ترین انسانها هستند. تمدنی که بسیار به ان مغروریم در زیر سایه های سنگین تورم در حال فرو پاشی است.میلیون ها انسان در گرسنگی ودزدی وجنایت دست وپا می زنند. ایا تا به حال شهامت این را پیدا کرده ای که با حقیقت روبه رو شوی؟ تو ازادی که تا اسمان بالا روی اما می دانی چگونه انسان ارباب خود می شود؟ تو قدرت نیرومند ساختن خودرا داری اما نه با توسل به انسانهای قدرتمند وتوجه بیش از حد به مادیات.ما هنوز یاد نگرفتیم که برای توانا شدن از وجود هیچ انسان ضعیفی سوء استفاده نکنیم. انسانهای بزرگ با شناختن ضعف ها واندیشه ها و اعمالشان بزرگ می شوند نه با سوء استفاده از دیگران. انچه را که دیگران توانایی گفتن اش را به تو ندارند را ببین.اینگونه شاید بشود تو خود را درمن ومن خود را در تو کشف کنم. می دانی ما خود به دیگران قدرت حکومت به خودرا اعطا می کنیم.؟ می دانی امروز هدف اصلی انسان در زندگی گریز از خود است؟ اگر به خود اعتماد می کردیم اگر پشت گرم به بیدادوحیله وفریب نبودیم.هیچ نیرویی در دنیا توان درهم شکستن ما را نداشت. نمی دانم ان چیست که تحت سیطره خود مارابه بردگی می کشاند.می دانم هر کس مسئول زندگی خویش است اما هنوز یاد نگرفته ام از ابزار هایی که در اختیار دارم هر گز برای ابراز عقایدم سوء استفاده نکنم. اگر دیدگاهایم درست باشند خود جایی برای ابراز خواهند یافت. باید یا بگیرم برای خوشبخت بودن در بالاترین سطح بودن نباید از دیگران پله بسازم تا عشق نابود شود. اهداف والا با وسیله های پست به دست نمی اید.پستی وغیر انسانی بودن وسیله انسان را هم پست وغیر انسانی می کند وهدف را دست نیافتنی. کاش یا بگیریم اعتمادمان را به شایستگی انسانها بسپاریم نه به عنوان وقدرت انها.ان وقت دیگر کسی مغلوب بدی نمی شود. به درون خود سر بزنید ببنید چیست انکه شمارا به بردگی در این دنیا کشانده است.؟؟؟ مدام دویدن وعرق ریختن وهرگز نرسیدن هدف زندگی هیچ کسی نیست.نگاهتان به کجاست که این همه رنج را به زندگی خود هدیه داده اید؟؟؟
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
,
نوشته شده در جمعه 14 آذر 1393
بازدید : 839
نویسنده : حسن عباسی
|
|
تو می دانی کار دنیا کجا گره خورده که این همه امکانات وتکنولوژی وثروت هم نمی تواند آن راباز کند. در عصر رسانه ها گرفتار موجی شده ایم که ماراازهم جدا کرده است.موجی که به سرعت نور حرکت می کند وهر چه حس عاطفه ومحبت را از تو می گیرد. شبها وروزها به این می اندیشم،این همه جرم وجنایت وچپاول وسلطه گری در عصر تمدن را چگونه معنا کنم؟؟؟ چرا هرروزکودکان بیشتری از گرسنگی ،سوءتغذیه می میرند.فقر وتنگدستی چرا هرروزبیشتر بیداد می کنددر حالی که این همه کشف واختراع باید امکانات بیشتری به انسان بدهد. این همه سازمان وارگانهای حمایت از حقوق بشر وکودکان به وجود امده وهنوز هم شاهد بدترین وفجیع ترین صحنه های بشری هستیم. تو می دانی چرا؟؟؟ من فکر می کنم تنها نبود عشق است که دنیا را بهم ریخته است.ما عشق را از دنیا گرفته ایم.وبه جایش هر چه به ان بدهیم جایگزین نمی شود. خشونت وبی رحمی زاییده نفرت است.دنیا منهای عشق می شود دنیای نفرت،شهوت،ثروت،خشونت،بدون روح،وبدون معنویت.افرینش با عشق کامل شد.یعنی با دمیدن روح خدا در انسان. عشق با هیچ چیزی در تضاد نیست.در حالی ادما فکر می کنن برای اینکه مرفع باشند برای اینکه خوشبخت باشند برای اینکه راحت باشند باید احساسات خودرا پنهان کنند.خفه کنند.کم کم روحشان خفه می شود.احساس زبان روح است.وهمچنان که جسم نیاز به تغذیه دارد.روح هم نیازمند تغذیه است. ادمها انقدر دنیال امکانات ورفاه جسمانی شان می روند که فراموششان می شود اگر روح آرامش نداشته باشد جسم هر گز به آرامش نمی رسد.چه ابلهانه است که فکر کنیم کیمیای زندگانی فراهم کردن اسباب راحتی جسم است. در حالی ان کیمیایی که باعث می شود همواره جوان بمانی وشاداب .پرداختن به روح است.انکه جسم را همراه خود می کشد.واگر خسته شود جسم از پا می افتد.پیر می شود.افسرده می شود بیمار وکسل می گردد. دلم می خواست می توانستم کاری کنم که عشق در دنیا جاری شود.کاری که دنیا را با عشق ومهربانی اشتی بدهد. عشق نگین خلقت است نه محو می شود ونه باطل.راهنمای مشتاقان است بسوی نور.اهنگی است که خداوند سروده است در گوش بنده هایش.پس به ان گوش دهیم.تا زندگی لبریز شود از شوق شگفتن. اگر ارزوی زندگی باشکوه وجاودانه را دارید عشق را دریابید.نه در وجود دیگران در درون خودتان.که هر کس خود ثروتمند باشد می تواند به دیگران ببخشد وکمک کند.پس اول به خودتان عشق بورزید.دنیای تان را با عشق اشتی دهید ومعجزه ها را ببینیند.
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
تحدید نسل ,
,
نوشته شده در دو شنبه 10 آذر 1393
بازدید : 767
نویسنده : حسن عباسی
|
|
در این مطلب رازهایی را با شما خانم ها در میان می گذاریم که شما را در رسیدن به زندگی زناشویی ایده آلی که در ذهنتان پرورش داده اید یاری می رساند. در هر صورت آگاهی از نکات و راهکارهای زیر به شما کمک می کنند که روابط بهتر و پربارتری را با همسرتان تجربه کنید و این مهم را نیز دریابید که چگونه می توانید مجددا عشق را به زندگی مشترک خود بازگردانید.

راز اول :
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
|
|
|