|
|
نوشته شده در جمعه 18 تير 1393
بازدید : 935
نویسنده : حسن عباسی
|
|
هستي همواره ما را به سمتي هدايت مي كند كه تماميت وجودمان را بپذيريم . ما هر كس و هر چيزي را كه جنبه هاي فراموش شدۀ وجودمان را انعكاس مي دهد ، به خود جلب مي كنيم .
فرافكني نسبت دادن غير ارادي رفتار ناآگاهانه ي خود به ديگران ، چنان كه به ما القا شود ، اين ويژگي ها واقعاً در ديگري وجود دارد ، نه ما ! هنگامي كه درباره ي احساسات يا بخش هاي غيرقابل قبول شخصيت خود مضطرب هستيم ، مكانيسم دفاعي وارد عمل مي شود و ما اين ويژگي ها را به عوامل بيروني و يا افراد ديگر نسبت مي دهيم . برخي ويژگي هاي ناكامل ديگران ، آن ويژگي هاي ما را كه به توجه نياز دارند ، تحريك مي كنند و در نتيجه آنچه را در خود طرد كرده ايم به سايرين نسبت مي دهيم . از آنجايي كه درباره ي احساسات دروني به خودمان دروغ مي گوييم ، تنها راه پي بردن به اين احساسات مشاهده ي آنها در ديگران است . هنگامي كه سايرين احساسات پنهان ما را منعكس مي كنند ، اين امكان را مي يابيم كه احساسات مطرود خود را شناسايي كنيم و باز پس بگيريم .
اگر از تكبر شما مي رنجم ، به آن دليل است كه تكبر وجود خود را نمي پذيريم . هنگامي كه به خود دروغ مي گوييم يا از جنبه اي در خود بيزار هستيم ، از رفتار ديگري دچار « بار احساسی » مي شويم . فرافكني در سطح منيّت به سادگي قابل شناسايي است . اگر شخص يا چيزي در پيرامونمان به ما « اطلاعات » بدهد ، به احتمال زياد فرافكني نكرده ايم ، اما اگر بر ما تأثيربگذارد ، احتمال فراواني وجود دارد كه قرباني فرافكني هاي خود شده باشيم . نكته ي بسيار مهم : « هر چيزي كه ناراحتتان مي كند ، عاملي براي رشد و فرصتي براي ما است تا جنبه هاي پنهان خود را باز پس گيريد .» معمولاً رنجش ما از رفتار ديگران به دليل جنبه ي حل نشده اي در درون خود ماست . بر گرفته از کتاب نیمه تاریک وجود
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
,
|
|
|