|
|
نوشته شده در جمعه 7 تير 1394
بازدید : 1142
نویسنده : حسن عباسی
|
|
فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللّه
و زنان صالح، زنانى هستند كه متواضع وفرمانبردارند، و در غیاب (همسر خود،) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقى كه خدا براى آنان قرار داده، حفظ مى كنند.نساء -34
هر زنی در فکر این است که قلب شوهرش را تسخیر کند، او را عشق و شیدای خود بگرداند، از این رو تمامی کوشش خود را برای رسیدن به این هدف مبذول می دارد؛ گاهی اوقات به نتیجه نمی رسد و ناامید می شود! حتی گاهی نتیجه ی عکس می گیرد، یعنی آن که با زحمات ها و گذشت و ایثار های فراوان، نه آن که همسرش به او نزدیک نشده بلکه نسبت به او سردتر شده است. در این حالت ضمن گیج شدن، از او ناامید شده و از همسرش طلاق عاطفی می گیرد! چرا این گونه شده است؟ چرا قلب همسرش را جذب نکرده، بلکه از دست داده است؟
پاسخ این پرسش ها یک کلمه است؛ به همسرش "احترام" نگذاشته است. این پاسخ بیشتر تعجب زن را بر می انگیزد! و می گوید: آقا من خیلی به شوهرم احترام گذاشتم ولی او لیاقت نداشته است! این خانم درست می گوید ولی با عدم توجه به روحیه ی مرد، با انجام بعضی از کارها تمام زحمات خودش را از بین برده است.
سعی شده در این نوشته "احترام گذاشتن به مرد" را در حد امکان تبین شود تا اولاً باور کنید که تنها و بهترین و سریع ترین راه جذب مردان "احترام گذاشتن به مرد" است ثانیاً چگونگی احترام به مرد را بیاموزید. با پیگیری این نوشته ها و عمل به آن ها قلب همسرتان را تسخیر نمایید.

:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در جمعه 6 تير 1394
بازدید : 1064
نویسنده : حسن عباسی
|
|
زیبایی یک زن به چشم و ابرو و چیزهایی که تکراری می شود نیست ، برای آنکه زیبا دیده شوید باید.....

شاید تعریف هر کسی از خوشبختی با دیگری فرق داشته باشد اما با این وجود همه باور داریم که آرامش توام با شادی عین خوشبختی است. و این خوشبختی حاصل نمی شود مگر در سایه همراهی که درونی آرام و ظاهری شاد داشته باشد. و هیچ کس در زندگی همراه تر از همسر نیست و نباید باشد.
همسری که آرام باشد و زندگی را با اضطراب های بیهوده، پر از غم و اندوه نکند... همسری که بتواند احساساتش را مدیریت کند و همیشه اسیر احساسات و هیجانات منفی نباشد.
چنین همسری شاید مومن هم نباشد شاید...

:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در چهار شنبه 5 تير 1394
بازدید : 1101
نویسنده : حسن عباسی
|
|
چرا زنان و شوهرانی که با بررسی همه جانبه و تفاهم کامل و بیشتر عاشقانه، زندگی مشترک را شروع می کنند، پس از چندسال، به یکنواختی رابطه و نوعی بی تفاوتی می رسند؟ چه کار باید بکنید که شما به سرنوشت آنها دچار نشوید؟
واقعیت این است که دو دلیل اصلی برای طلاق زوج ها وجود دارد. اشتباه در انتخاب و اشتباه در زندگی کردن. بنابراین شما که در آغاز راه هستید، اگر انتخاب درستی داشته اید می توانید مطمئن باشید که 50درصد ماجرا حل شده اما 50درصد دیگر به شیوه زندگی شما برمی گردد که تعیین می کند زوج خوشبختی خواهید بود یا خدای نکرده زندگی تان به بن بست می رسد. زن و شوهرهایی که کارشان به جدایی می کشد معمولا دچار این مشکلات هستند:

:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در چهار شنبه 3 تير 1394
بازدید : 1174
نویسنده : حسن عباسی
|
|
همیشه لبخند خدا را وقتی محجوبانه و با عجله از کوچه ها می گذشت تا پیش از تاریکی هوا به خانه برسد، حس کرده است!
خسته و کلافه از گرمای هوا، وارد خانه شد. چادرش را دم در رها کرد و مقنعه اش را در مسیر اتاق از سرش کشید؛ مانتواش را با حرص درآورد و روی تخت رها کرد. روز خوبی نداشت، گرما از یک طرف امانش را بریده بود و خستگی و دوندگی بی نتیجه از یک طرف. لبه تخت نشست و دستانش را روی صورت گر گرفته اش گذاشت و چند نفس عمیق کشید؛ هنوز با آرامش فاصله داشت. زیر لب غر زد: خدایا! آخه این انصافه؟ تو این گرما... با چادر... با اینهمه سختی... اون وقت دیگران... اه... اصلاً چرا من باید دختر باشم؟!
دلش پر بود، خیلی پر... بلند شد تا آبی به دست و صورتش بزند، شاید از حرارتش کم شود.
مشت دوم آب را که به صورتش زد ...

:: موضوعات مرتبط:
ولایت فقیه ,
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در شنبه 1 تير 1394
بازدید : 1086
نویسنده : حسن عباسی
|
|
و إِن تُطِعْ أَكْثَرَ مَن فِی الأَرْضِ یُضِلُّوكَ عَن سَبِیلِ اللّهِ إِن یَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَإِنْ هُمْ إِلاَّ یَخْرُصُونَ (116 /انعام)
رسیدن کارت دعوتی از طرف یکی از دوستان ... به یک مهمانی دعوت شده بودم...
از شکل و شمایل و تجملات کارتش معلومه چه قدر برای تدارکات و ظواهر میهمانی هزینه کرده اند و می تواند حسابی به آدم خوش بگذرد ...
روز موعود فرا رسید و من هم آماده برای حضور در میهمانی ... تا دم در مجلس رسیدم دیدم بله ...

:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در شنبه 31 خرداد 1394
بازدید : 1144
نویسنده : حسن عباسی
|
|
یکی از سختترین کارها، برای بسیاری از ما، درخواست چیزی از دیگران است، آنقدر گاهی این درخواست ها سخت می شوند که حتی حاضر نیستیم از پدر و مادرمان هم، چیزی طلب کنیم، چرا که یک حس منفی ناتوانی به ما دست می دهد، که از برآوردن نیاز خود عاجزیم.
و این حس واقعا عذاب آور است، چرا که ما خودمان شاهد هستیم که وقتی کسی مرتبا از ما چیزی میخواهد ، به طور مکرر پول قرض می خواهد، یا مدام از وقت و انرژی ما مطالبه دارد، و هر خواسته دیگری به مرور زمان ارزش و اعتبار آن شخص برای ما زیر سوال می رود، دیگر احترام سابق را برای او قائل نیستیم و این یک واکنش ناخودآگاه است.
به همین خاطر خداوند متعال ما را از درخواست از دیگران و زیر پا گذاشتن عزّت نفسمان بر حذر داشته است،
بحار الأنوار: قالَ النبیُّ صلى الله علیه و آله یَوما لِأصحابِهِ: تُبایِعونی على أن لا تَسألُوا الناسَ شَیئا ، فكانَ بعدَ ذلك تَقَعُ المِخْصَرَةُ مِن یَدِ أحَدِهِم فَیَنزِلُ لَها، و لا یَقولُ لأحَدٍ: ناوِلْنِیها .( بحار الأنوار: 96/158/37)؛
بحار الأنوار: روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله به اصحاب خود فرمود: با من بیعت كنید بر این كه چیزى از مردم نخواهید. از آن پس، اگر چوبدست كسى از دستش مى افتاد، خودش [از مركب] پیاده مى شد و آن را بر مى داشت و به كسى نمى گفت: آن را به من بده.
(البته این ها به معنی این نیست که اگر کسی چیزی از ما خواست دریغ کنیم، این هشدار برای این است که بیاموزیم عزّت نفسمان را به هر قیمتی حفظ کنیم.)

:: موضوعات مرتبط:
ولایت فقیه ,
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
زندگی مشترک ,
تحدید نسل ,
,
نوشته شده در شنبه 30 خرداد 1394
بازدید : 1283
نویسنده : حسن عباسی
|
|
یکی از پدیده هایی که در جامعه امروز میبینیم این است که فرزندان خانواده ها از لحاظ فکری و فرهنگی با پدران و مادران خود اختلافات فاحشی دارند.
یکی از پدیده هایی که در جامعه امروز میبینیم این است که فرزندان خانواده ها از لحاظ فکری و فرهنگی با پدران و مادران خود اختلافات فاحشی دارند. به عنوان مثال امروزه شاهد مادران محجبه ای هستیم که در خیابانها مجبورند در کنار دختران بی حجاب خود راه بروند و از نوع پوشش آنها در انظار عمومی زجری دردآور را بکشند؛ آنها هیچگاه گمان نمیکردند که روزی دچار مشکلی شوند، که سالها بعضی از افراد جامعه را به خاطر آن سرزنش میکردند. «دل انسان باید با خدا باشد، ظاهر هیچ کس نشان دهنده باطن او نیست.»، « در دانشگاه اساتید به دختران خوش تیپ و آرایش کرده توجه بیشتری دارند»، «پسران برای انتخاب دختر به ظاهر او بیشتر توجه دارند و دختران مانتویی و بزک کرده شانس بیشتری برای انتخاب شدن دارند.» و ...
شاید کمتر کسی باشد که در جامعه امروزی امثال جملات بالا را نشنیده باشد.

:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در جمعه 29 خرداد 1394
بازدید : 1003
نویسنده : حسن عباسی
|
|
عجب صفایی دارد ... چه لذتی دارد .... خدای من چرا تا به حال این حالت را تجربه نکرده بودم...
از چه سخن می گویم؟!!
از آغوش گرم و با محبت مهربان ترین مهربانان ....
شما تا حالا گرمای آغوشش را احساس کرده اید؟!
شاید با خودت بگویی ای بابا! ما کجا و آغوش گرم او کجا؟!
انقدر در لجن زار گناه و عصیان و گرفتاری های دنیا از مال حرامش بگو تا ربا و چشم چرانی و رفیق بازی و پارتی های شبانه و.... غرق شده ام که فکر نکنم به من نگاه هم بکند، چه برسد به اینکه من را در آغوش بگیرد!
مگه برای منه گنهکار راهی برای برگشت وجود دارد؟!
اگر از این دسته افراد هستی و ناامیدی از بخشش و غفران، بهت پیشنهاد می کنم امروز که روز اول ماه رمضان است، روی یک آیه متمرکز شو، باور کن خیلی شارژت می کند.... آیه 53 زمر
قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ
بگو: «اى بندگان من- كه بر خویشتن زیاده روى روا داشتهاید- از رحمت خدا نومید مشوید. در حقیقت، خدا همه گناهان را مى آمرزد، كه او خود آمرزنده مهربان است.
آیه ای سرشار از عشق و امید و زندگی ...
کلامی مملو از آرامش ....
با لحنی آکنده از لطف و محبت، آغوش رحمتش را به روی همه، باز هم تأکید می کنم بر روی همه ی بندگانش (مخصوصاً من و تویی که شاید تا به الان با رفتارهایمان به خودمان ستم کرده ایم؟) باز کرده؛ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ و فرمانی می دهد که با دیدن این فرمان، از خجالت و شرمساری آب شدن جا دارد ... عفو و بخشش از گناهان.... لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعًا (تفسیر نمونه، جلد 19، صفحه 499)
بله! دوست خوبم این آیه در حقیقت یک نسخه ی شفا بخشی است برای بسیاری از ناامیدی های موجودی که بر زندگی من و تو ، چون کابوسی وحشتناک سایه انداخته و سدی ایجاد کرده تا راه برگشت را بر روی خود بسته ببینیم و بگوییم توبه کردن چه سود؟! راه برگشتی وجود ندارد!!
کابوسی که مثل یک زنجیری کلفت، دست و پای ما را گرفته و زمزمه وار می گوید: تو رنگ گناه پیدا کرده ای، رنگی ثابت و تغییرناپذیر! دیگر بازگشتی برایت وجود ندارد .... پس هر چه بیشتر در این لجنزار فرو برو ... دیگر آب از سرت گذشته است ....
این نسخه به ما یادآوری می کند که از طریق توبه و طلب بخشش واقعی از خداوند می توان وجود آلوده و گل آلود خود را با دریای زلال و پاک رحمت خداوند گره بزنیم.
مطمئن باشیم اگر خودمان را به آغوش پر مهر و رحمت این دریای کریم و مهربان بیاندازیم ما را که پس نمی زند هیچ، با آغوش باز پذیرایمان خواهد بود.
مهربان بی همتا با انواع لطایف بیان ما بنده های مجرم و گناهکار را به سوی خدا دعوت می کند و به ما قول می دهد که با توبه می توانیم سیاهی و تیرگی گناه را از زندگی گذشته خود به کلی جدا کنیم. (تفسیر نمونه، جلد 19، صفحه 505 و 506)
امیدوارم که در این ایام پر نور و برکت ماه رمضان، مخصوصاً سحرهای با صفایش، بتوانیم حداقل هم که شده خود را به ساحلدریای رحمت و غفران الهی برسانیم و از نسیم زندگی بخشش، زندگی جدیدی را رقم بزنیم!!
فکر می کنید با رسیدن به آغوش این مهربان بی همتا چه احساسی خواهید داشت و چه تغییری را در زندگی خواهید دید؟
اصلاً تا به حال چنین تجربه ای را داشته اید؟
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
,
نوشته شده در سه شنبه 22 خرداد 1394
بازدید : 1187
نویسنده : حسن عباسی
|
|
هر کسی دوست دارد بعد از کار روزانه وقتی به خانه می آید، در محیطی آرام و لذت بخش خستگی خود را رفع کند...
هر کسی دوست دارد بعد از کار روزانه وقتی به خانه می آید، در محیطی آرام و لذت بخش خستگی خود را رفع کند، نه این که با مشکلات و ناراحتی های دیگری مواجه شود و نزاع و مجادله زندگی را برای او تلخ و ناگوار کند.
پنج توصیه زیر می تواند در آرامش بخشیدن به محیط خانواده موثر باشد و مشکلات و کشمکش های زیادی را برطرف کند:

:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در سه شنبه 23 خرداد 1394
بازدید : 1168
نویسنده : حسن عباسی
|
|
عمر گر خوش گذرد زندگی نوح کم است ور به سختی گذرد نیم نفس بسیار است.
زنون حکیم، مردی را بر ساحل دریا اندوهگین دید که بر دنیا غم می خورد حکیم به او گفت: بر دنیا غم مخور، اگر در نهایت توانگری در کشتی بودی و کشتی ات در دریا شکسته بود و در حال غرق شدن بودی، آیا نهایت آرزوی تو این نبودکه نجات یابی به قیمت از دست دادن تمام دارائیت؟ گفت: آری، پس به او گفت: اگر بر دنیا فرمانروایی داشتی و همه افراد پیرامونت قصد کشتن تو را داشتند آیا آرزوی تو نجات یافتن از دست آنان نبود حتی به بهای از دست دادن هر آنچه داری؟ گفت: آری، گفت اکنون گمان بر تو همان توانگر هستی و اینک همان پادشاه که ثروت و قدرت را از دست داده ای ولی جانت را به سلامت حفظ کرده ای. مرد به سخن او آرام گرفت.
عوامل شادی آفرین :

:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در سه شنبه 28 خرداد 1394
بازدید : 1058
نویسنده : حسن عباسی
|
|
من خودم را دعوت نکرده بودم؛ شما خواستید، من یک جایی در آن بالاها کنار پر و بال فرشتهها نشسته بودم و بازی میکردم. با من نامهربان نباشید. برای من یک اسم خوب بگذارید، فرشته، امید، آرزو ... هرچه که باشد فقط مرا به نام صدا کنید...
ناخواسته صدا نکنید. بودن مرا هم مثل شما، خدا خواسته است.
خوب به صدای اولین ضرباهنگ قلب کوچک این نوزاد که ناخواستهاش میخوانی گوش دهید. چه فرقی میکند منتظرش بودهای یا نه؟! به قول قدیمیها هر آن کس که دندان دهد نان دهد و هرکه به جانی ارزد به نانی ارزد. پس حالا که خدا شما را شایسته دیده است تا سرپرستی روحی پاک را در جسم نوزادی ناتوان به شما بسپارد، برخیزید و فکرتان را کمی تازهتر کنید و به دورو بر خود نگاهی بیندازید. حتما برای پذیرایی از این مسافر در راه چیزهایی پیدا میشود.

:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
تحدید نسل ,
,
نوشته شده در سه شنبه 24 خرداد 1394
بازدید : 1123
نویسنده : حسن عباسی
|
|
نوشته شده در سه شنبه 21 خرداد 1394
بازدید : 842
نویسنده : حسن عباسی
|
|
خانواده های خوشبخت همه کپی برابراصل هم نیستند اما شباهت های زیادی باهم دارند مثل...
حدود 7 میلیارد جمعیت در این کره ی خاکی زندگی می کند که خیلی از آنها باهم یک خانواده هستند، اما چند درصد آنها ، به معنای واقعی یک خانواده سالم و خوشبختند و احساس آرامش و شادی دارند و چند درصد آنها به خاطر بچه ها، حرف مردم و یا عدم توانایی در تنها زندگی کردن، همدیگر را تحمل کرده و ظاهرا یک خانواده اند؟ همانطور که می دانید، خانواده یک سکوی پرتاب است، پرتاب به سوی موفقیت و آرامش، همه ی شما حتما مزه ی یک روز آرامش واقعی را در کنار اعضای خانواده تان چشیده اید و از طرف دیگر، نا خوشی ها هم، پس متن زیر را بخوانید تا ببینید که چقدر خوشبختید؟

:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در سه شنبه 20 خرداد 1394
بازدید : 1086
نویسنده : حسن عباسی
|
|
از چه راه هایی احساس عشق به شما دست می دهد و چگونه از دیگران قدردانی می کنید؟ اگر از نخستین زبان عشق تان آگاهی ندارید می توانید آن را کشف کنید.
صحبت کردن با زبان عشق یکدیگر این احساس را در ما ایجاد می کند که ما را دوست دارند، از ما مواظبت می کنند و ما را درک می کنند و همین احساس سبب به وجود آمدن روابط عاطفی قوی می گردد. بدون درک زبان عشقِ فردی که دوستش داریم نمی توانیم با او ارتباطی قوی و عاطفی برقرار کنیم. ممکن است تلاش های زیادی برای ایجاد ارتباط بکنیم اما در حقیقت راه را درست نرفته ایم. هر کدام از ما یکی از پنج زبان عشق، زبان اصلی ما است. با این زبان است که می توانیم احساساتمان را به خوبی بیان کنیم.
از چه راه هایی می توانید زبان عشق نخستینِ خودتان را تشخیص دهید؟
اگر از زبان عشق نخستین تان آگاهی ندارید از راه های زیر می توانید زبان های عشق خود را کشف کنید:

:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
حجاب و عفاف ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در سه شنبه 19 خرداد 1394
بازدید : 1031
نویسنده : حسن عباسی
|
|
ما امروز در روابط خانوادگی مان به این تفکر نیاز داریم که عذرخواستن یعنی اظهار شرمندگی در برابر یک خطا، و این اظهار شرمندگی فقط زمانی معنا پیدا می کند که فرد به جد دنبال آن باشد که اولا خطای خود را در حد امکان جبران کند و در گام بعدی به دنبال آن باشد که دیگر مرتکب آن رفتار نشود و گرنه عذر خواستن نه تنها گرهی را در برابر آن خطا باز نخواهد کرد بلکه شکلی از گستاخی به خود خواهد گرفت.

عذرخواهی یا پوزش یکی از ملموس ترین واژه هایی است که ما با آن مواجهیم و به ویژه اگر کسی در دنیای رسانه باشد متوجه این موضوع می شود. فصل مشترکی هم وجود دارد در رسانه ها که معمولا دست به قیاس می زنند و می گویند مثلا چرا مدیران و مسئولان ما در مقایسه با مدیران ژاپنی و کره ای یا اروپایی علاقه کم تری به عذرخواهی و پوزش دارند و در برابر وعده هایی که عمل نمی کنند یا اشتباهاتی که مرتکب می شوند کم تر مایلند عذرخواهی کنند. در این مطلب درباره این موضوع که چرا در فرهنگ عمومی ما عذرخواهی و پوزش برای بسیاری از آدم ها رفتاری سنگین و ثقیل است صحبت نمی کنیم و ریشه یابی هم صورت نمی دهیم. مطلب را از رفتاری که در این سال ها شایع شده آغاز می کنیم و به درون خانواده ها تسری می دهیم.

:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در سه شنبه 21 خرداد 1394
بازدید : 1023
نویسنده : حسن عباسی
|
|
هر زوجی که خانواده ای را تشکیل می دهند آرزو دارند که دارای یک زندگی ایده آل باشند و در خانواده ای مطلوب فرزندان خود را پرورش دهند . معمولاً زندگی افراد پر از فراز و نشیب و پستی و بلندی است. و آن چیزی که می تواند در وحله اول باعث به وجود آمدن یک زندگی هماهنگ و متعادل شود سازگاری است.

اگر پای صحبت زوجینی که در دهه های ابتدایی انقلاب توسط امام خمینی ( قدس ره ) خطبه عقد آنها جاری شده است بنشینید از تمام آنها خواهید شنید که امام عزیزمان بعد از خواندن خطبه عقد نصیحتی برای این زوجین داشتند و می فرمودند « بروید با هم بسازید ».در پرتو همین سازگاری زوجین است که دو نفر با خانوادهای متفاوت و شخصیت های متفاوت و علایق و سلایق گوناگون می توانند در کنار یکدیگر زندگی نمایند. از جمله نمادهایی که برای سازگاری میان زوجین نام برده می شود، می توان حلیم و خویشتن دار بود ، گذشت و بخشش داشتن ، مشورت و همکاری نمودن ، گشاده رو بودن ، انعطاف پذیری ، انتقاد پذیری و میانه روی اشاره کرد. دومین مرحله برای داشتن یک خانواده مطلوب و ایده آل این است که زوجین به بلوغ عاطفی و عقلانی رسیده باشند . عشق ، محبت ، خشم ، کینه و نفرت از جمله شاخص های روانی –عاطفی انسان است . زنان و مردانی که بتوانند کنترل احساسات خود را (چه مثبت و چه منفی )به دست گیرند می توانند روابط سالمتری را با همسرانشان برقرار کنند . زمانی که زوجین به ثبات عاطفی رسیده باشند قادر هستند هیجانات خود را به نحو مطلوب تحت کنترل خود درآورند و این مسئله باعث می گردد که آنها در شرایط بحرانی رفتارهایی بهنجار و طبیعی تر از خود نشان دهند. در مورد بلوغ عقلانی نیز باید گفت در مسیر یک زندگی ، زوجین باید قادر باشند که در لحظات و موقعیت های گوناگون تصمیمات مناسب اتخاذ نمایند و این مسئله مستلزم توان تفکر و تأمل و پذیرش برهان و استدلال است . در این جاست که یک زوج موفق با یاری جستن از تجارب یکدیگر و سایرین از مسیر خطا و اشتباه اجتناب کرده و می توانند مسیر بهتری را برای زندگی خود انتخاب نمایند. برخورد های بهنجار نیز از لحاظ رفتاری از ویژه گی های یک خانواده مطلوب محسوب می گردد . هر خانواده ای دارای ضوابطی است که رفتار اعضای آن باید با آن قوانین و ضوابط هماهنگی داشته باشد زوجین در این نوع از خانواده ها به احترام نسبت به یکدیگر پایبندند، عفو و گذشت را سر لوحه خود قرار می دهند و حقوق یکدیگر را رعایت می کنند.
مرحله ی بعدی توجه به نیازهای طرف مقابل است . هر کدام از زوجین دارای نیازهایی هستند که در یک رابطه سالم باید این نیازها برطرف گردد ، این نیازها می تواند شامل نیازهای جنسی ، عاطفی ، روانی ، ...باشد که این نیازها می تواند در زن و مرد کاملاً متفاوت باشد پس زوجین باید تلاش کنند در قدم اول به نیازهای یکدیگر واقف شوند و شناخت مناسبی از تفاوتهایی که میان خود و همسرشان وجود دارد دست یابند و بر اساس شناخت به دست آمده به نیازهای همسرشان پاسخ دهند. قدم بعد این است که بایدنگرش مثبت میان همسران وجود داشته باشد، که بدون شک برخوردها و رفتارهایی که فرد با همسرش دارد تابعی از نگرش او نسبت به همسرش است و به هر میزان که نگاه فرد به همسرش ارزشمند و توأم با احترام باشد رفتارش نیز با او متین و انسانی خواهد بود ، و همچنین با شناسایی ابعاد مثبت شخصیت همسرش سعی در تقویت آن داشته باشد و نکات منفی که در همسرش وجود دارد را ضعیف کرده و به آن اهمیت ندهد. و در مرحله آخر برای داشتن یک زندگی ایده آل لازم است که زوجین با همکاری و تعاون با یکدیگر سعی کنند از لحاظ اقتصادی خانواده را به سمت یک زندگی شرافتمندانه سوق دهند . برای یک زندگی موفق لازم نیست که زوجین در بالاترین سطح رفاهی قرار داشته باشند ولی تامین نیازهای اساسی و متعارف برای داشتن یک زندگی مطلوب لازم و ضروری است. و نکته پایانی آن که برای داشتن یک زندگی خوب باید تمرین کنید . همانگونه که یک ورزشکار برای رسیدن به نقطه آرمانی تلاش و پشتکار از خود نشان می دهد، شما نیز برای رسیدن به یک زندگی اید آل و مطلوب نباید دست روی دست بگذارید و باید در این مسیر تلاش کنید خوشبختی هیچ گاه بدون زحمت به کسی رخ نشان نخواهد داد.
مرضیه ولی حصاری
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در سه شنبه 22 خرداد 1394
بازدید : 749
نویسنده : حسن عباسی
|
|
به عنوان یک جوان این دهه اگر بشنوی که به مرزهای کشورت تعدی شده ،چه عکس العملی نشان می دهی؟
خبر تکان دهنده ای بود .هر چند اینقدر این روزها از کشته شدن زنان و بچه ها در مناطق مختلف دنیا می شنویم که حساسیت مان مانند قبل نیست اما این خبر دل خیلی ها را به درد آورد. پیدا شدن پیکر 175 تن از شهدای هشت سال دفاع مقدس که با دستان بسته به شهادت رسیده اند و دست وپای شان را با سیم بسته بودند ، چیزی بود که قبل از بیان در اخبار سراسری در شبکه های اجتماعی دست به دست چرخید و بعد از اینهمه سال خاطره ی جوان هایی دوباره زنده شد که نوع جوانی کردن شان این روزها شبیه افسانه است. اولین بار که این خبر را شنیدم آرزو کردم والدین شان نباشند تا بفهمند فرزندشان چه لحظاتی را گذرانده تا به شهادت برسد .خیلی از آنها سالها فکر می کردند شاید فرزندی که با دستان بسته زنده به گور شده ، اسیر باشد و برگردد و برایش خیابان چراغانی کنند اما واقعیت چیز دیگری بود....خدا به آنها صبر دهد.
وقتی در مورد این خبر مطالعه می کردم در جایی خواندم: درصد شهدا در گروه سنی 16 تا 20 سال، 30 درصد در گروه سنی 21 تا 25 سال ، 8 درصد در گروه سنی 26 تا 30 سال و مابقی شهدا در سایر گروههای سنی قرار دارند. تمام این اعداد و ارقام در یک جمله یعنی شهدایی که در هشت سال دفاع مقدس از کشور ما دفاع کردند در گوه سنی جوان بودند. اگر حمله ی عراق به ایران حالا و در دهه ی نود اتفاق می افتاد ، من و هم نسلان من چگونه از کشورمان و ارزش هایمان دفاع می کردیم؟ جوانان نسل کلیک و تب لت و کلاس کنکور می توانند اگر لازم شد ، در اوج جوانی و رویاهای دور و دراز لباس خاکی بپوشند و راهی مرزهایی شوند که شاید در انتها به شدید ترین شکل ممکن به شهادت برسند؟
مادری که پوتین تنها فرزند پسرش را برایش جفت می کرد و همسری که در انتظار تولد فرزندی بود و شوهرش را از زیر قرآن رد می کرد هر دو می دانستند شاید این دیدار آخر باشد اما جنگ است و انجام فریضه و گاهی باید گذشت حتی از عزیز ترین ها! چقدر ما هم این روزها می توانیم بگذریم؟
هر چند سن کم من در سال های جنگ باعث می شود خاطرات زیادی از آن روزها و حال و هوای جوانی کردن زمانی که دشمن تا مرزهایت آمده ، به یاد نیاورم اما می دانم برادرهایم همان ها که هشت سال ایستادگی کردند تا امروز ایران ، ایران باشد ، می توانستند درس بخوانند و وارد دانشگاه شوند ، یا بعد از اتمام دانشگاه به دنبال یک شغل پر درامد باشند ، ازدواج کنند و بزرگ کردن فرزندانشان را ببینند. اما آن زمان شرایط اینگونه ایجاب می کرد. مادری که پوتین تنها فرزند پسرش را برایش جفت می کرد و همسری که در انتظار تولد فرزندی بود و شوهرش را از زیر قرآن رد می کرد هر دو می دانستند شاید این دیدار آخر باشد اما جنگ است و انجام فریضه و گاهی باید گذشت حتی از عزیز ترین ها! چقدر ما هم این روزها می توانیم بگذریم؟

چیزی که به بهانه ی بازگشت این 175 غواص ذهن مرا مشغول کرده است ، سوالی است که دوست دارم از تمام جوانان بپرسم. یک دوربین و یک میکروفن بر دارم و به خیابان بروم و جواب های شان را ثبت کنم. دوست دارم به آنها بگویم امروز ، روز ولادت حضرت علی اکبر است و به همین خاطر روز جوان نامگذاری شده ، شما به عنوان یک جوان ایرانی ، اگر لازم باشد روزی روزگاری مقابل دشمن بایستید ، چه می کنید؟ اگر صبح وقتی از خواب بیدار می شوید بفهمید به یکی از مرزهای شما تعدی کرده اند ، چه عکس العملی نشان می دهید؟ دوست دارم از آنها بپرسم چقدر از جوان های سال های جنگ می دانید؟ بروم و از آنها بپرسم شهید وزوایی را می شناسید؟می دانید اگر مقاومت افسانه ای او و گردان حبیب ابن مظاهر نبود ، دشمن با پاتک خود باعث می شد دیگر فتح خرمشهری در کار نباشد؟
اما حالا نه دوربینی در کار است و نه میکروفنی تنها یک سوال و جواب های شما که در قسمت نظرات ما را همراهی می کنید. اگر دوباره ایران به حضور شما جوانان نیاز داشته باشد ، شما چه می کنید؟
ا داودی
:: موضوعات مرتبط:
ولایت فقیه ,
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در سه شنبه 20 خرداد 1394
بازدید : 673
نویسنده : حسن عباسی
|
|
وقتی ازدواج می کنید قرار است یک عمر با کسی سر کنید و همدم لحظه به لحظه اش باشید. قرار است با او آینده بسازید و به آرزوهایتان برسید. اما هر کسی دارای این ویژگی ها نیست.
برخی افراد، چه زن و چه مرد، روحیاتی دارند که زندگی با آنها واقعا سخت می شود. آنها اعصاب خرد کن هستند و از هر راهی که وارد شوید، با آنها به در بسته می خورید و بهتر است که از همان ابتدا قید ازدواج با آنها را بزنید و خود را به دردسر نیندازید. در این مطلب برخی از این افراد را معرفی می کنیم و هشدار می دهیم که با ازدواج با آنها خود را بدبخت نکنید.
بی مسئولیت ها این افراد دیگران را به خاطر مشكلات و مسایل زندگی خودمسئول میدانند و آنها را سرزنش میكنند. آنها سهمی را كه در ایجاد مشكلات داشتهاند به عهده نمیگیرند. مسئولیت خود را به دوش شما می اندازند و انتظار دارند همیشه زفت و رفت شان کنید. این آدم ها معمولاً داستانهای فراوانی از ظلم دیگران و مظلومیت خود دارند.به ندرت مستقیم و با صراحت عصبانیت و خشم خود را بیان میكنند در عوض مدام گله و شكایت میكنند و قیافه ناراحت به خود میگیرند.
وقتی به آنها عشق میورزید احساس میكنید كه تلاش تان بیثمر است. آنها نمیتوانند به سادگی پذیرای عشق باشند و به آن متعهد بمانند. آنها عموما شما را به حال خود رها می کنند و بارشان را روی دوش شما می اندازند. همیشه چیزی هست كه یک آدم بی مسئولیت را ناراحت كند. او همیشه بد عنق است. به جای این كه تصمیم بگیرد و اقدام كند بیشتر وقتش را به گله و شكایت از روزگار و حوادث میپردازد.
قربانی ها
...

:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در سه شنبه 19 خرداد 1394
بازدید : 671
نویسنده : حسن عباسی
|
|
برای اینکه یک همسر خوش اخلاق باشید باید سه ویژگی را در خود تقویت کنید.
حسن خلق، واژه ای است که ترسیم کننده روحی زلال و طبعی بلند و رفتاری جاذبه دار است. حسن خلق، شاه کلید تحکیم روابط زن و شوهر است. حسن خلق که از آن به اخلاق نیکو هم تعبیر می شود، دارای سه خوش مقدس است: بخشی از آن در «خوشرویی»، بخشی در «خوشخویی» و بخشی هم در «خوشگویی».
خوشرویی در مواجهه دو نفر با یکدیگر، پیش از هر سخن و عمل، دو صورت با هم روبرو می شوند. مواجهه دو انسان با هم و کیفیت این رویارویی چهره ها، نقش عمده در نحوه گفتار دارد و رمز گشایش قفل دلهاست. خوشرویی هم در نگاه مطرح است، هم در لبخند، هم در گفتار و رفتار. مبدأ بسیاری از آشنایی ها یک تبسم بوده است و از سوی دیگر، روابط بسیاری با اخم و ترش رویی به هم خورده است. زیرا چهره اخمو و ابروهای گره خورده و صورت در هم و بسته، دریچه ارتباط و صمیمیت را می بندد و بر عکس، چهره شکفته و باز، کلید آغاز محبت و دوستی است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله در این رابطه می فرمایند: «با مومنان با چهره گشاده و روی باز دیدار کن که روی خوش و چهره باز، موجب جذب دل ها و افزونی محبت هاست .»

:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در چهار شنبه 27 فروردين 1394
بازدید : 568
نویسنده : حسن عباسی
|
|
سلام دوستان من… وقتی صبحها از خانه خارج میشویم تا شب که به خانه برمیگردیم، به ندرت کسی را میبینیم که لبخندی به لب داشته باشد. و یا در نگاهش برق امید و شادی بدرخشد. کسانی که وقتی نگاهشان را به نگاهت میدوزند به جای آن که با دستپاچگی نگاهشان را برگردانند به رویت لبخند میزنند! آنقدر زیبا لبخند میزنند که طرح زیبای لبخندشان روزها و یا حتی ماهها در ذهنت باقی میماند.
همانهایی را میگویم که برای شروع صحبت همیشه پیشقدم میشوند، از دولت، سیاست و اقتصاد نمیگویند… از حرفهشان برایت میگویند، از برنامههایی که در سر دارند، از لذتهایی که از زندگی بردهاند…! دیری نمیگذرد که وجودت را سرشار از انرژی میکنند!
شاید بگویید: “اوه حسن، کمی آرامتر…! واقعا این انسانها را دیدهای؟ آیا کمی رویاپردازی نمیکنی؟!”
نه… گمان نمیکنم. من این انسانها را دیدهام… مطمئنم شما هم آنها را دیدهاید… اما چرا به ندرت!؟
شاید به این خاطر باشد که ما عادت کردهایم به دلیل بدیها و جنایتهای عدهای از انسانها به همهی آنها بدبین باشیم!
حتما با خود میگویید: “خب بعضی از انسانها کارهای بسیار بدی انجام میدهند و من برای محافظت از خانواده و کسانی که دوستشان دارم باید به انسانها بدبین باشم.”
حرفتان را قبول دارم… اما ما آنقدر به انسانهای اطرافمان بدبین شدهایم که یک لبخند ساده را به هزار جور چیزهای بد تعبیر میکنیم!!! در کمال بیانصافی درمورد انسانها قضاوت میکنیم! متوجه نیستیم که انسانهای بسیار خوبی در اطراف ما هستند که بدبینی در مورد آنها بیانصافیست…
دلیل این بدبینی هم این است که ما هر روز توسط رسانههای خبری بمباران اطلاعاتی میشویم که اکثراً دربارهی بدیها و جنایتهای بشر است!!!
اصلا نمیخواهم بگویم که رسانهها کار اشتباهی انجام میدهند، و یا میتوانیم جنایتها را نادیده بگیریم. این به دور از انسانیت است… بیغمی عیب بزرگیست!
شاد بودن هنر است شاد کردن هنر والاتر لیک هرگز نپسندیم به خویش که چون یک شکلک بیجان، شب و روز بیخبر از هم، خندان باشیم! بیغمی، عیب بزرگیست، که دور از ما باد!
شاعر : “ژاله اصفهانی”

:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در سه شنبه 26 فروردين 1394
بازدید : 753
نویسنده : حسن عباسی
|
|
زندگی مثل یک جاده بلند و طولانی است.
- بخشهایی از جاده زندگی پر است از فراز و نشیب.
یادم باشد… که در پس هر فرازی، فرودی هست و در ادامه هر فرودی یک فراز، خود را آماده نگاه دارم.
- بخشهایی از جاده زندگی، خوابند و فریب.
یادم باشد… جادهها برای رفتن ساخته شدهاند نه ماندن. جادهها برای گذارند نه قرار.
- بخشهایی از جاده زندگی خشن است و ترسناک.
یادم باشد… ترس به خود راه ندهم و با شهامت پیش بروم چرا که خدای من نگران و نگهبان من است.
- بخشهایی از جاده زندگی سرد است و برفی.
یادم باشد… گرمای دوستان خوب همراه مناسبی است برای سفر زندگی.
- بخشهایی از جاده زندگی پر پیچ و خماند.
یادم باشد… پیچ و خم لازمه راه است بدون آن زندگی یکنواخت است و کسل کننده.
- بخشهایی از جاده زندگی حاشیههای جالبی دارند.
یادم باشد… برای لحظاتی ایستادن، لذت بردن و نفس تازه کردن. خوب است اما باید نگاهم را دوباره به جاده بدوزم.
گاهی جادهها طولانی به نظر میرسند، ره توشه یادم نرود،
صبر،
اندکی امید
و به مقدار کافی ایمان!
- در زندگی جادههایی وجود دارد که به جای مشخصی ختم نمیشوند.
یادم باشد… گرفتار وسوسه نشوم و مقصد اصلیام را فراموش نکنم و اگر اشتباه رفتم راه بازگشت همواره باز است!
- برخی جادهها تاریکند.
یادم باشد… گاهی به آسمان نگاه کنم. جایی که ستارهها هدایتم میکنند و فراموش نکنم مهربانترین، هدایت گرانی را از پیش خود فرستاده است تا انسانها بیکس و بینشان نمانند.
یادم باشد… هر گامی که ما بسوی او بر میداریم او پیشاپیش ده گام برداشته است! او مشتاق دیدار ماست.
:: موضوعات مرتبط:
ولایت فقیه ,
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در دو شنبه 18 فروردين 1394
بازدید : 832
نویسنده : حسن عباسی
|
|
همه خانمها دوست دارند اندامشان طوری باشد که مورد پسند همه به خصوص شوهرشان باشد ، اما اینکه آقایان دقیقا از چه نوع اندامی ، سایز کمر و سایز باسن خوششان می آید مساله ایست که در این مطلب بررسی خواهیم نمود.
خانم ها معمولا اظهار می دارند که رفتار آقایون آنها را تا حدی گیج می کند و به درستی نمی توانند تشخیص دهند که مردها از آنها چه انتظاراتی دارند. آنها از اینکه نمی توانند مردها را راضی نگه دارند اندکی ناراحت هستند. البته امروزه کمتر اتفاق می افتد که خانمی به رضایت و یا عدم رضایت مردها اهمیت دهد،
آیا مردها زنان چاق را دوست دارند؟
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در دو شنبه 17 فروردين 1394
بازدید : 672
نویسنده : حسن عباسی
|
|
دوران نامزدی و گفتگوها در آن دوران

بسیاری از خانواده ها و همچنین برخی از مشاوران، زوج های جوان را از برقراری روابط کامل جنسی در دوران عقد، منع می کنند. ترس و نگرانی آنها از مسایلی مثل: احتمال به هم خوردن ازدواج، امکان باردار شدن ناخواسته عروس، کمتر شدن اشتیاق دو طرف و خصوصا پسر برای برگزاری هرچه سریع تر عروسی و... است.اما از طرف دیگر محدود کردن غریزه جنسی و خودداری
از برقراری رابطه کامل زناشویی می تواند عواقب زیادی نیز داشته باشد. سرپوش گذاشتن بر میل سرکش شهوت آنهم زمانی که دوطرف احساس می کنند این حق قانونی و شرعی آنهاست که از یکدیگر بهره ببرند، می تواند باعث برخی اختلافات و کج خلقی ها در زمان قبل از عروسی شود. از طرفی زمینه ایجاد انحراف را نیز فراهم نماید.
تصمیم با شماست، اما درست تصمیم بگیرید!
برقراری رابطه جنسی بین شما و نامزدتان در دوران عقد یک تصمیم کاملا شخصی است و به حریم خصوصی شما مربوط می شود. از نظر شرعی و قانونی روابط جنسی بین پسر و دختری که صیغه عقد بین آنها جاری شده است هیچ اشکالی ندارد. روابط زناشویی بین زن و شوهر بسیار مورد تاکید و سفارش اسلام قرار گرفته است و در بسیاری روایات از آن بعنوان شکلی از عبادت یاد شده است. بنابراین تنها کسی که می تواند در خصوص رابطه جنسی شما و نامزدتان در دوران عقد، تصمیم گیری کند خود شما هستید. اما گرفتن این تصمیم کار ساده ای نیست و نباید از کنار آن به سادگی عبور کنید.
در اینجا 5 نکته که به شما کمک می کند تا تصمیم درست را بگیرید، ذکر می کنیم : 1 -
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
حجاب و عفاف ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در یک شنبه 16 فروردين 1394
بازدید : 576
نویسنده : حسن عباسی
|
|
می گذرم از میان انبوه جمعیتی که در پی چیزی که نمی دانم چیست باهم مسابقه سرعت گذاشته اند.می گذرم ونگاهم از نگاه های بی جان وافسرده پیرزنی که اکنون باید در خانه ساکت وآرام در حال استراحت باشد واکنون زیرافتاب داغ وسوزان خیابان به دنبال لقمه نانی دست کمک به سوی دیگران دراز کرده پر می شود.وبا خود می گویم در زندگی هیچ بایدی قابل اعتماد نیست. می گذرم ونگاهم از نگاه نگران و وغمگین پیرمردی که با فکر دستان خالیش در مراجعت آخر شبش به خالی با سماجت به رهگذران التماس می کند.ونگاه مرا ابر اندوه پر می کند. می گذرم ونگاهم به نگاه گریان کودکی که فالهایش را تابه الان نفروخته است ثابت می ماند.دلم ریش می شود اینجا مدرسه اوست! می گذرم ونمی دانم چرا هر کس از کنار این جماعت می گذرد بی خبر ازبایدهای زندگی،غرق در دغدغه های خویش حتی تلنگری به ذهن اش وارد نمی شود.چرا؟؟؟ همه می گویند من که نمی توانم به تنهایی کاری بکنم.همه می گویند مگر من مسئولم.همه می گویند مگر فقط من باید به فکرباشم.یادمه بچه بودم جمله ای از چارلی چاپلین خواندم”تازمانی در دنیا یک نفر سر گرسنه بر بالین می نهد تمام انسانهای روی زمین در گرسنگی او سهیمند.”واکنون می بینم که هیچ کس انقدر جرات ندارد که خود را مسئول بداند.وبرای اینکه خود را از تک وتا نیندازیم پوزخند می زنیم. این حربه اینان است.این کارشان است.!اینان از همه دارا ترند. ولی میدانم که در این ماجرا هرکس سهمی دارد.کاش به جای این فرار از واقعیت ها از خود بپرسیم سهم من در میان چیست؟ شاید سهم من همان اندک سکه ای باشد در ته جیبم مدتهاست صدا می کند.سهم من شاید دستی نوازشگر بر سر کودکی باشد که نگران فروش فالهای خویش است.سهم من شاید تنها نگاه همدردی به پیر مرد رنجور کنار خیابان باشد وسهم من شاید همان جمله کوتاهی باشد که به پیرزن تنهای سر خیابان اطمینان می دهد تنها نیست ودیده می شود. سهم من شاید همان لبخندی باشد که به درمانده ها احساس آرامش می دهد.من مدتهاست دارم به سهم خودم در زندگی فکر می کنم.چرا همواره در انتظار گرفتن هستیم.آیا هر گز چیزی به زندگی بخششیده اید که اینگونه حق به جانب از زندگی انتظار دارید.مطمعنا وقتی بی خیال از اندوه کسی از کنارش رد می شوی وشانه هایت را باغرور بالا می گیری که مثل و نیستی چشم سومی نظارگر توست.که خود را به تماشا گذاشته ای.”به من چه” ویقین بدان روزی این جمله از کسی که به او نیاز پیدا کنی خواهی شنید”به من چه؟” طبیعت دنیا سخاوتمند است.هر چه دهی چند برابر دریافت می کنی. انچه دریافت می کنم سهم من از زندگی است.پس به من مربوطه که کودکی گریان مقابل چشمان من می گرید.وزنی تنها از من کمک می خواهد.وگرنه وقتی دیگر وزمانی دیگر او انجا بود.زمانی که من نبودم. یادمان باشد تمام زندگی هست تا ما نشان دهیم کی هستیم و چی می خواهیم؟.چگونه می خواهیم؟
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
,
نوشته شده در شنبه 15 فروردين 1394
بازدید : 1276
نویسنده : حسن عباسی
|
|

شش کلید طلایی آرامش : یک: قضاوت دیگران تاثیری بر زندگی من ندارد. دو: مردم وظیفه ندارند مرا درک کنند. سه : از کسی در برابر لطفی که به او می کنم توقعی ندارم وگرنه این لطف را در حق او نمی کنم. چهار : کسانی که رفتارناجوانمرادنه با من داشته اند توسط کائنات مجازات خواهند شد هرچند که من هرگز متوجه این نشوم. پنج: دنیا سخاوتمند تر از آن است که موفقیت کسی راه موفقیت مرا تنگ کند. شش: ملاک من رفتارشرافتمدانه و انسانی است نه مقابله به مثل.
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
,
نوشته شده در شنبه 16 فروردين 1394
بازدید : 678
نویسنده : حسن عباسی
|
|
اگر زندگی برایم وقت بگذارد به جای دیگران زندگی می کنم. گاهی همین که حواس پیر مرد واکسی پرت شد می روم توی جلد اخمو و بی حوصله اش. کفش های خودم را از خودم می گیرم و شروع می کنم روی یک ریتم موزون به واکس زدن تا بفهمم چرا یک کلمه هم جواب خوش و بش های آدم ها را نمی دهد. بعد از جایم بلند می شوم و به خودم بر می گردم. چند قدم جلو تر چرخِ لنگِ خرید خانم همسایه می شوم که زیر بار کرفس ها و سبزی های تازه دارد می شکند. هر وقت دلم بخواهد می شکنم. و چرخ می خورم و به دست بازیگوش ترین کودک محل می افتم. هر وقت هم که جرأتم تمام شد، مثل توپ های دولایه پلاستیکی از ترس شوت های شیشه شکن می روم و زیر پیکان قراضه ی پارک شده ته یک بن بست قایم می شوم. اگر زندگی برایم وقت بگذارد این لباس های اتو کشیده را روی آویز جا می گذارم و می روم توی جلد یک کتاب قدیمی. همان ها که توی حفاظی از روزنامه ها زندگی می کنند. و جز صاحبشان هیچ کس نامشان را نمی داند. برای زندگی در وقت اضافه برنامه ویژه ای دارم. قرار است آنقدر خوب به جای دیگران زندگی کنم که آدم ها خیال کنند خودم را از یاد برده ام.
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
,
نوشته شده در شنبه 15 فروردين 1394
بازدید : 614
نویسنده : حسن عباسی
|
|
از وقتی تکنولوژی پا به زندگی آدم ها گذاشت یک سری لذت ها را از دست دادیم. مثل لذتی که در هم صحبتی با آدم های اطراف بود. لذت نوشتن روی کاغذ و خط خطی کردن آن بعد از یک چرند نویسی حسابی! لذت یک قرار دوستانه به صرف کمی گپ و گفتگو. و از همه مهم تر لذت فراموشی را.
تمام روزمره زندگی ام را روی یک دسکتاپ ریخته ام و زل زده ام به آن. بلکه از لا به لای این شلوغی و آشفته بازار، دستی بیرون بیاید و من را به آرامش و کمی دوری از هیاهوی دنیای غر واقعی تشویق کند.
دسکتاپ را مرتب می کنم. چشمم به تصویر زمینه می افتد. تازه یادم می آید دلیل چیدمان در هم و بر هم فایل های جور واجور چه بوده. یک نوع مخفی کاری و گول زدن خودم. شاید گم کردن تصاویری که دوستشان داریم برای مدتی زیر انبوهی از چرندیات کار درستی باشد. اما در واقع هیچ کمکی به فراموشی نمی کند.
موسیقی مورد علاقه ام، فیلمی که هنوز فرصت تماشایش را پیدا نکرده ام. یک سری کلماتی که از مغزم مشت مشت بیرون کشیده ام و نوشته ام. و تصویری مبهم که از لا به لای تمام این فایل ها خود نمایی می کند. این ها موجودی دسکتاپ آدمی است که به فراموشی خاطراتش علاقه دارد اما تکنولوژی نمی گذارد.
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
,
نوشته شده در یک شنبه 9 فروردين 1394
بازدید : 731
نویسنده : حسن عباسی
|
|
کدام آینه راستگو ترین آینه هاست؟ در مقابل آینه نشسته ام و از خودم یا شاید از آینه می پرسم. به صورتم نگاه می کنم. لبخند می زنم. اخم می کنم. او هم مثل من می شود. چقدر عجیب است که خودم را درست روبروی خودم ببینم. مثل این است که همزادم را از پس هزاران قصه، هزاران راه پر پیچ و خم پیدا کرده باشم. حرف می زنم. حرف هایم را تکرار می کند. صاف و روشن است. نه ذره ای از من کم می کند نه زیاد. خودم هستم. که بر روی صندلی چوبی درست در مقابلش نشسته ام. بعد با خودم فکر می کنم اگه قرار بود هر کسی را آینه ببینم، خودم را چطور آینه ای می دیدم؟! آینه با قاب بزرگ سنگی یا با شیشه غبار گرفته و پر از لکه هایی که از آینه بودنم می کاهند. کسی میل به دیدن خودش در چنین آینه ای ندارد. کافی است کسی مقابل من آینه ای بایستد. حالا که خوب نگاه می کنم می توانم آن غبار را روی چهره ام که در آینه نقش بسته ببینم. دست می برم غبار از آینه بگیرم. اما هرچه آینه شفاف تر می شود من در غباری غریب تر و عمیق تر فرو می روم.
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
,
نوشته شده در سه شنبه 19 اسفند 1393
بازدید : 692
نویسنده : حسن عباسی
|
|
وجود و پایداری یک «رابطةجنسی رضایتبخش» تنها، نشانهای از یک رابطة عاشقانه نیست، بلکه عامل مهمی در ایجاد رابطهای صمیمی، رضایتبخش و ماندگار است.

رابطة جنسی بخش مهمی از نیازهای هیجانی و احساسی ما را برآورده میکند و رضایت زناشویی را افزایش میدهد. در گذشته یکی از مهمترین دلایل ازدواج و برقراری رابطةجنسی فرزندآوری بود و بیشتر همسران پس از داشتن تعدادی فرزند، رابطةجنسی را قطع میکردند و یا به کیفیت این رابطه اهمیت چندانی نمیدادند؛ اما در دنیای کنونی دیدگاه افراد نسبت به رابطةجنسی و روش استفاده از آن تغییر کرده و مهمترین انگیزة افراد از برقراری رابطةجنسی «کسب لذت» است.
پس بدیهی به نظر میرسد که همسران از همان ابتدای ازدواج به کیفیت این رابطه و اهمیت آن در زندگی زناشوییشان دقت ویژهای داشته باشند.
نخستین درس در آموختن درست رابطةجنسی تغییر نگرش است. بدبختانه بیشتر زن و شوهرها میپندارند که معنی رابطةجنسی یا زناشویی فقط انجام «نزدیکی» است، درحالیکه این تفکر باعث میشود همسران نهتنها خود را از لذت دیگر تعاملهای جنسی بویژه جنبههای عاطفی آن محروم کنند، بلکه اگر به هر دلیل برای هرکدام عذری ایجاد شود (از انواع بیماری تا شرایطی کاملاً طبیعی مثل دوران قاعدگی) رابطة زناشویی آنها تعطیل میشود و این بویژه در درازمدت، برای زندگی زناشویی زیانبخش است.
وقتی از رابطةجنسی صحبت میشود، منظور انواع تعامل ممکن بین دو طرف است که میتواند از یک معاشقة ساده بدون نیت رسیدن به ارگاسم تا رفتار جنسی همراه با اوج لذت جنسی برای یکی یا هر دو طرف یا در نهایت همراهی آن با نزدیکی جنسی باشد.
سکس، تنها بخشی از رابطه است که نیازمند صمیمیت و ارتباط نزدیک است. همسرانی که به تعاملاتی مانند نحوة صحبتکردن، گوشدادن به یکدیگر، درک متقابل و داشتن روحیة همکاری و همدلی با همسر، حل تعارضات و اختلافات، مدیریت مالی خردمندانه، همکاری در نگهداری و تربیت فرزندان، گذاشتن وقت باکیفیت با یکدیگر و داشتن تماس جسمانی اهمیتی نمیدهند، در مورد آن اطلاعات کافی ندارند و یا در این حیطهها تعامل مناسب و سازندهای ندارند، نمیتوانند انتظار داشته باشند که در رابطةجنسی ارتباط رضایتبخشی برقرار کنند؛ بنابراین رابطةجنسی تنها برقراری تماس فیزیکی- جنسی بین زن و شوهر نیست، بلکه خود این ارتباط نیازمند مقدمات بسیاری است که به فراتر از تختخواب برمیگردد.
بسیار شایع است که همسران به دلایلی از جمله خستگی ناشی از کار، استرسهای فرزندپروری، بیماری و یا برآورده نشدن انتظارها و نیازهایشان، تمایلی به برقراری ارتباط نشان نمیدهند و زمانی که این کنارهگیری از صمیمیت فیزیکی و کلامی و یا جنسی به طول میانجامد، آسیبهای بسیاری را برای خانواده ایجاد میکند.
آسیبهایی که گاهی دامنگیر شخص و گاهی هم دامنگیر زندگی همسران میشود. غفلت از اهمیت «در ارتباط بودن» باعث میشود که بسیاری از دلایل و نیازهایی که به خاطر آن زندگی زناشویی را تشکیل دادهایم فراموش شوند و زمانی متوجه آسیب شویم که دامنة آن گسترده شده و زخمهای عمیق و جبرانناپذیری ایجاد شده است.
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در چهار شنبه 13 اسفند 1393
بازدید : 680
نویسنده : حسن عباسی
|
|
اولین عامل شروع هر زندگي مشترك وجود بلوغ جسمي و جنسي و بلوغ عقلي و فكري است و افراد خواهان ازدواج باید به سنی برسند که بتوانند صميميت عاطفي و جنسي را در يك رابطه مبتني بر تعهد تجربه كنند.
مهمترین تصمیمات فرد انتخاب همسر در زندگی است، زیرا می تواند آینده فرد را رقم بزند. تشکیل خانواده سالم، متعادل و پایدار مانند هر امر مهم دیگری به تفکر منطقی و تلاش و کوشش نیازمند است. بصورت کلی اصالت خانوادگی به عنوان اساسی ترین معیار انتخاب همسر شناخته می شود. ایمان، اخلاق نیکو و روان سالم، و تناسب زوجین در ویژگیهای ظاهری، سنی، تحصیلی، فرهنگی، تربیتی و اعتقادی از موارد اساسی در انتخاب همسر است .
ازدواج تنها راه مشروع و سالم تشکیل خانواده است. همه مکاتب و ادیان الهی به ویژه دین مبین اسلام، ازدواج و تشکیل خانواده را توصیه نموده اند. ازدواج به زن و مرد آرامش می بخشد و آنان را از انحراف و رفتارهای جنسی پرخطر و غیر اخلاقی باز می دارد.
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در جمعه 8 اسفند 1393
بازدید : 755
نویسنده : حسن عباسی
|
|
علت کم شدن شعله عشق در زندگی
زوجهای بسیاری شکایت میکنند که شعله عشقی که در شروع رابطه شان بوده، فروکش کرده و خاموش شده است. بسیازی از آن را به گردن تفاوتهای بین دو طرف میاندازند که به مرور زمان و با شناخت بیشتر آنها را از هم دور میکند.موج "مردگی" که بعد از ماه های پرهیجان اول، رابطه را در خود غرق میکند، باعث میشود خیلی از زوجها امید خود را از دست داده و جای دیگری جز رابطه شان به دنبال آن هیجان بگردند. باوجود یافته های محققان که نشان میدهد
60-30 درصد از زوجها در نقطهای از زندگی مشترک خود اقدام به خیانت میکنند، دیگر زمان آن رسیده که علل فروکش کردن هیجان روابط را بررسی کنیم. واقعاً چه چیز باعث میشود آن شور و اشتیاق اولیه به بی علاقگی و بی تفاوتی تبدیل شود؟ چه چیزی تپش قلب شما از روی هیجان را به بی حوصلگی و نارضایتی تغییر میدهد؟برای تشخیص علت جدا کردن زوجها از هم، خیلی خوب است که با مفهوم "پیوند خیالی" آشنا شوید.
پیوند خیالی به نوعی ارتباط اطلاق میشود که بعنوان جایگزینی برای یک رابطه عاشقانه واقعی عمل میکند. این توهم ارتباط و نزدیکی به زوج این امکان را میدهد که با وجود فاصله احساسی، خیالی از عشق و دوست داشتن برای خود داشته باشند.همانطور که زنی که پس از شش سال زندگی مشترک در حال جدایی بود، می گفت، "من از کودکی از تنها ماندن میترسیدم اما این را هم میدانستم که از نزدیک بودن به یک نفر دیگر هم میترسیدم.
ازدواج مشکل من را حل کرد: شوهرم از نظر فیزیکی آنجا بود، پس لازم نبود که از تنها ماندن بترسم و من هم طوری رفتار میکردم که او را در فاصله ای از من نگه میداشت که از نظر احساسی برایم قابل تحمل باشد."نزدیکی جسمی و فاصله احساسی از مشخصه های پیوند خیالی است. این پیوند زمانی شکل میگیرد که حس واقعی و جدی عشق، احترام و جاذبه با خیالات امنیت، ارتباط و محافظت جایگزین میشود.
بااینکه همه اینها به نظر خصوصیاتی مثبت را یک ارتباط صمیمی میرساند اما جایگزین کردن یک اولویت فیزیکی میتواند هر رابطه صمیمی را خراب کند.افرادیکه پیوند خیالی دارند، برنامه را به اتفاقات خودبخودی و امنیت را به عشق ترجیح میدهند. آنها سعی میکنند که با هم باشند اما بدون انرژی، استقلال و محبتی که روزی به زندگیشان رنگ میداد. خطر تلفیق زندگیمان با کسی دیگر این است که معمولاً احترام و علاقه ای که در ابتدا داشتیم را از دست میدهیم. حتی اینقدر صبر میکنیم که خودمان را هم در رابطه از دست میدهیم، به جای اینکه ویژگیهای خاصی که به ما اعتمادبه نفس میداد و باعث جذب شدن همسرمان به ما شده بود را حفظ کنیم. وقتی زوجها این حسهای واقعی را به هم از دست میدهند، به جای اینکه با این روند مخرب مبارزه کنند، یا رابطه را دور می اندازند یا عمیقتر در خیال ترس از دست دادن همدیگر و تنها ماندن فرو میروند.
خوشبختانه این احساسات و هیجانات قابل برگشت هستند!پیوندهای خیالی به صورت دائم وجود دارند. بعضی زوجها در این خیالات عمیقتر میشوند. بیشتر افراد بین لحظاتی که واقعاً صمیمی و نزدیک هستند و لحظاتی که خیال را جایگزین عشق واقعی میکنند، در نوسانند. با تشخیص میزان درگیر کردن خودتان در پیوند خیالی میتوانید با عادات و رفتارهای منفی مبارزه کرده و مراحلی جدید و هیجان انگیز از رابطه تان را تجربه کنید. در زیر به چند راه اصلی به شما معرفی میکنیم که کمکتان میکند بفهمید تا چه اندازه درگیر پیوند خیالی شده اید و چطور با آن مبارزه کنید.
از دست دادن جاذبه جنسی
وقتی در پیوند خیالی باشیم، به مرور زمان مقداری جاذبه جنسیمان به او را از دست میدهیم. تکیه کردن به کسی برای اینکه از ما مراقبت کند یا ما از او مراقبت کنیم، فشار سنگینی بر رابطه مان وارد میکند. کمکم آن فرد را جزئی از خودمان میبینیم و در آن چارچوب، شعله آن عشق که ما را به سمت هم کشیده بود، کمتر میشود. وقتی به طرفمان بعنوان فردی مستقل با شخصیتی جذاب نگاه کنیم، هیجان همیشه در رابطه مان خواهد ماند.
تلفیق هویتها
آیا وقتی به رابطه تان نگاه میکنید، میتوانید راههایی که شما و همسرتان پا روی مرزهای همدیگر میگذارید را تشخیص دهید؟ آیا به جای اینکه بگویید، «او» یا «من»، میگویید «ما»؟ حفظ استقلال شخصیتهایمان در رابطه، بهترین راه برای حفظ جذابیت طرف مقابلمان است، این جدا کردن شخصیتها از هم نه تنها شما را از هم دورتر نکرده بلکه باعث میشود همسرتان جذابیت بیشتری برایتان داشته باشد. موقعیتی که برای بار اول عاشق میشوید را در نظر بگیرید. براساس همان خصوصیات و ویژگیهای خاص و منحصر به فرد است که جذب طرف مقابلتان میشوید. استقلال شخصیت اوست که علاقه و احترام در شما ایجاد کرده و شما را به سمت او میکشاند.
فراموش کردن خود و رسیدگی کمتر به خودتان
وقتی به درجه ای از آسایش و راحتی در رابطه میرسیم، کمتر به ظاهر خودمان توجه میکنیم. دیگر بدون توجه و ملاحظه رفتار کرده و خیلی اوقات ممکن است موجب آزرده خاطر شدن همسرمان شویم. ممکن است وزنمان بالا رود، عادتهایی ناسالم پیدا کینم، کمتر ورزش کنیم و بیشتر تنقلات بخوریم. این عادتها فقط از روی راحتی و آسایش نیست. اینها روشهایی برای محافظت از خودمان از نزدیکی مداوم است. این عادتها معمولاً اعتمادبه نفس ما را از بین برده طرفمان را از ما دور میکند.
نداشتن فعالیتهای اشتراکی
معمولاً در ابتدای رابطه همه ما هیجان داریم که چیزهای جدید را با هم امتحان کنیم و ماجراهای جدید را تجربه کنیم. وقتی رابطه به شکل عادت درمی آید، درمقابل تجربیات جدید مقاومت میکنیم. بدگمان تر و انتقادی تر میشویم و تمایل کمتری برای انجام فعالیتهای مشترک با همسرمان نشان میدهیم. خیلی مهم است که علایق همسرتان را در نظر داشته و فعالیتهایی که هر دو از آن لذت میبرید را در کنار هم انجام دهید. عشق در خلاء نمیتواند وجود داشته باشد. کمی سرعت زندگیتان را پایینتر بیاورید و برای حرفزدن و ارتباط برقرار کردن با هم وقت بگذارید تا بتوانید صمیمیتتان را حفظ کنید. انجام کارهایی که به همسرتان نشان دهد دوستش دارید، به روشن نگه داشتن شعله عشقتان کمک میکند.
ارتباط شخصی کمتر
وقتی برای حرف زدن با همسرتان وقت میگذارید، آیا درمورد چیزهایی معنادار حرف میزنید؟ آیا گفتگوهایتان بیشتر حالت عملی و کاری گرفته و رنگ دوستی ندارد؟ خیلی مهم است که زندگیهایمان را با کسانی که دوست داریم تقسیم کنیم. بااینکار میتوانیم خیلی بیشتر آنها را بشناسیم. با این روش آنها را به صورت افرادی مستقل از خودمان میبینیم. این کمکمان میکند آنها را نه به اجبار بلکه به اندازهای واقعی دوست داشته باشیم.
کمک میکند دوستی بین خودمان ایجاد کنیم که وقتی میخواهیم حرفی به همسرمان بزنیم، کمتر انتقادی رفتار کرده و وقتی طرفمان نظر خودش را به ما میگوید، حالت دفاعی به خودمان نگیریم. همه این تلاشها، عشق را در رابطه مان تقویت کرده و جاذبه میانمان را بالا میبرد.فرو خوردن خشم ــ وقتی برای مدتی طولانی با کسی باشیم، خصوصیات منفی آنها را لیست کرده و طوری ضد او میشویم که ما را نسبت به او بدگمان میکند.
اگر کینه یا خشمی را در خودتان احساس میکنید، سعی کنید بفهمید. آیا به طریقی ملایم آن را بیرون می ریزید؟ کنار آمدن با مشکلات از جایگاهی عاقلانه باعث میشود حس محبت و دوست داشتنتان را از بین نبرید. شاید ارتباط و گفتگوی صادقانه سخت باشد اما کمکتان میکند همسرتان را بهتر بشناسید تااینکه بخواهید با عینک بدبینی به او نگاه کنید. وقتی عادت کنیم احساساتمان را در خودمان بریزیم
و به جای مطرح کردن آنها با همسرمان، بر علیه او جبهه بگیریم، روی یخ اسکیت کرده ایم. حتی وقتی کمکم احساس نزدیکی کنیم، به محض اینکه همسرمان کاری کند که دوست نداریم، دوباره حالت انتقادی میگیریم. وقتی بتوانیم آزادانه چیزهایی که اذیتمان میکند را به همسرمان بگوییم، خیلی راحت تر میتوانیم آن مسائل را فراموش کرده و از دلمان بیرون بریزیم. هرچه توانایی خودمان برای چنین رفتاری را تقویت کنیم،احساس نزدیکی احساسی بیشتری به همسرمان خواهیم کرد. مزیت انعکاس دادن افکار و احساساتمان این است که دیگر به بدگمانی به همسرمان نگاه نمیکنیم.وقتی نتوانیم این کار را بکنیم، ارتباط احساسی ما با او کمکم از بین رفته و تنها چیزی که برایمان باقی میماند همان پیوند خیالی است. برای برگرداندن شور و عشق به رابطه مان فقط کافی است کارهای کوچکی انجام دهیم که به همسرمان نشان دهیم برای کسی که هست دوستش داریم!!!
اگر هر روز برای مقابله با این رفتارهای عادتی قدم برداریم، به سمت ارتباطی رضایت بخش تر و توام با دوست داشتن خواهیم رفت.اگر تاریخچه ازدواج را در نظر بگیریم، همه قبول میکنیم که ازدواج همزمان با خلقت آغاز شده است. زن و مرد هم از نظر بیولوژیکی و هم ذهنی با هم متفاوت هستند. اما اگر زن و مرد کنار هم نمی آمدند، خلقت ادامه نمییافت.
نیازهای جسمی و احساسی مرد و زن را به سمت هم آورده و ازدواج اتفاق می افتد. تا قبل از قرن بیستم، ازدواج با یک نفر تا آخر عمر بسیار شایع بود. طلاق پدیده ای بسیار نادر بود. اما هرچه زنان و مردان در عرصه کار پیشرفت کردند و استقلال مالی بیشتری پیدا کردند، همه چیز شروع به تغییر کرد! وابستگی زنان به مردان از بین رفت و حتی اختلافات کوچک آنقدر بزرگ شد که به نظر رسید بر فردیت ما تجاوز میکند. در زیر ۱۵ دلیل اصلی جدا شدن زوجها از هم را قید میکنیم:
۱٫میل به استقلال ۲٫علاقه مند شدن به فردی دیگر ۳٫خیانت ۴٫ناسازگاری جسمی ۵٫عدم علاقه جنسی به طرف مقابل ۶٫نگهداری نکردن از وضعیت خوب بدن مثل چاق شدن ۷٫اختلاف در عقاید و امیال ۸٫بحث و مشاجره زیاد ۹٫مقایسه مداوم همسر با دیگران ۱۰٫ نصیحت کردن اجباری ۱۱٫ اعتیاد به موادمخدر و مشروبات الکلی ۱۲٫ زوال سلامتی یک طرف یا ابتلا به بیماریهای لاعلاج مثل ایدز ۱۳٫ سوءاستفاده و آزار جسمی و فکری ۱۴٫ نادیده گرفتن یا بی احترامی به دوستان و اقوام همسر ۱۵٫ ناباروری
این دلایل از جمله مهمترین دلایل برهم خوردن ازدواجها است
گاهیاوقات، یک دلیل به تنهایی برای جدایی کافی است اما در موارد بسیاری، ترکیبی از چند دلیل موجب طلاق میشود. در این لیست، علاقه مند شدن به فردی دیگر و خیانت به نظر یکسان میآیند اما این دو یک تفاوت مهم با هم دارند. در اولی، فرد ممکن است به شخصی دیگر غیر از همسرش علاقه مند شود و تصور کند که در کنار او زندگی بهتری داشته و خوشبختتر خواهد شد و ازاینرو قبل از تماس جسمی با آن فرد، زندگی مشترک خود با همسرش را خاتمه میدهد.
ازطرف دیگر، در خیانت رابطه جنسی خارج از ازدواج صورت میگیرد که در موارد بسیار یکی از مهمترین دلایل طلاق است.در برخی ازدواجهای خاص وقتی زن و مرد بدون شناخت قبل از ازدواج با هم ازدواج میکنند، باگذشت زمان ممکن است متوجه ناسازگاری خود شده و از هم جدا شوند. به همین ترتیب، ناباروری در مرد یا نازایی در زن چه بلافاصله بعد از ازدواج و چه سالها بعد هم یکی دیگر از دلایل طلاق است. کاهش میل جنسی بعد از چند سال هم یکی دیگر از دلایل جدایی است.
اگر سلامت مرد یا زن به شدت رو به زوال باشد یا یکی از طرفین به یک بیماری لاعلاج مثل ایدز مبتلا شوند، ازدواج ممکن است برهم بخورد. حتی توجه نکردن به وضعیت تناسباندام و بیش از حد چاق یا ضعیف شدن میتواند باعث برهم خوردن رابطه شود.سوءاستفاده و آزار جسمی و فکری یک دلیل دیگر طلاقهاست. تمایلات سادیسمی در هرکدام از زوجها که موجب شکنجه جسمی روحی طرف مقابل شود معمولاً موجب جدا شدن دو طرف میگردد. اعتیاد زیاد به موادمخدر یا الکل هم یکی دیگر از دلایل شکست ازدواجهاست.
بحث و دعوا و مشاجره زیاد هم باعث طلاق میشود. یک دلیل مشابه دیگر مقایسه کردن همسر با دیگران است که باعث صدمه زدن به احساسات طرف و ایجاد عقده خودکمبینی میشود.حتی بیش از اندازه نصیحت کردن هم یکی از دلایل جدا کردن زوجها بوده است. قسمت خندهدار قضیه اینجاست که روانشناسان برای همان نصیحتهایی که همسرتان مجانی در اختیارتان قرار میدهد، مبلغ هنگفتی از شما میگیرد. هر چیزی زیادش حتی یک رابطه خوب را هم خراب میکند.
همینطور اختلاف علایق که قبل از ازدواج به نظر جزئی و پیش پا افتاده میرسد، بعد از ازدواج بزرگتر و برجستهتر شده و موجب دعوا و مرافعه میشود. اگر مرد یا زن نسبت به دوستان یا خانواده و اقوام همسرش بیاحترامی کند یا آنها را نادیده بگیرد، موجب سوء تفاهم و ناراحتی میشود. به تدریج زوج از هم دور شده و در آخر به طور کامل جدا میشوند.و آخر اینکه، استقلال مالی زن موجب تغییر رفتار او میشود. این زنان تصور میکنند که فردیت آنها باید محترم شمرده شود و نباید در آن دخالتی صورت گیرد،که این بینش غلط و خطرناک است.
وابستگی مالی زنان به مردان این روزها درمقایسه به گذشته بسیار کمتر شده است. همچنین کارهای جدای مرد و زن نه تنها جدایی جسمی آنها را بیشتر میکند بلکه جدایی روحی و فکری هم میآورد. همه این دلایل، چه به تنهایی و چه در کنار هم، موجب طلاق و جدایی دو طرف میشود. اما اگر مرد و زن هر دو صبر و تحمل بیشتری داشته باشند، داشتن یک رویکرد مهربانانه و سیاست دادن و گرفتن دوجانبه از بروز طلاق جلوگیری میکند
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در چهار شنبه 30 بهمن 1393
بازدید : 787
نویسنده : حسن عباسی
|
|
داشتن يک زندگي خوب به سبک جديد
خانواده اولين و مهم ترين پايه گذار شخصيتي و معيارهاي فکري فرزندان است و نقش حياتي در تعيين سرنوشت، سبک و خط مشي زندگي آينده آنان دارد. بنابراين خيلي طبيعي است که شما بعد از ازدواج ناخودآگاه روشي را با همسرتان پيش بگيريد که والدينتان در ارتباط با يکديگر داشتند.يادگيري روابط متقابل در يک خانواده خيلي نامحسوس اتفاق مي افتد. شما الگوهايي را فرامي گيريد که در ذهنتان به عنوان الگوهاي ثابت خانوادگي به حساب مي آيند. در مقابل اگر فردي به دور از خانواده و فرضا در يک پرورشگاه بزرگ شده باشد،
هيچ الگويي از خانواده ندارد و ممکن است به همين دليل شيوه ارتباط برقرار کردنش با همسر، بيشتر شبيه همزيستي هاي پرورشگاه باشد تا تعامل هاي در هم تنيده خانواده. هر الگويي نواقصي دارد و مهم تر از آن، شما دو نفر بايد سعي کنيد الگويي بسازيد که با روحيات و شخصيت و شرايط هر دو نفرتان سازگاري داشته باشد.
اگر همسر شما در خانواده اي مردسالار بزرگ شده و شما در خانواده اي منطق سالار، بايد سعي کنيد ميانه اي بين اين دو الگو را پيشه کنيد. در واقع يکي از اولين قوانين زندگي مشترک، داشتن استقلال است؛ يعني وقتي دختر و پسري در جريان خواستگاري با شناخت نسبي يکديگر را انتخاب ميکنند به طور طبيعي بر اساس نقاط مشترکي که بينشان وجود دارد به هم علاقهمند ميشوند و تصميم ميگيرند زندگي مشترک را با يکديگر آغاز کنند. زندگي اي سواي زندگي خانوادگي که تا به حال داشته اند.
بعد از شروع زندگي بتدريج شناخت زن و شوهر از يکديگر عميقتر ميشود و با توجه به اينکه شرايط محيطي و تربيتي متفاوتي داشتهاند، طبيعتا ساختارهاي متفاوت در خصوصيات اخلاقي، آداب، عادتها و سبک زندگي خواهند داشت و لازم است که پس از آن با يک تعامل مثبت در زمينه حل تدريجي اين اختلافها در طول زندگي به تفاهم برسند و زندگي مستقل خويش را متفاوت با آنچه در گذشته داشتهاند، شکل دهند. به زبان سادهتر قرار نيست زن و شوهرهاي جوان، زندگي جديد را مطابق شيوه والدينشان و در زمان تجرد خودشان ادامه دهند زندگي مشترک آنها، زندگي سومي است که مانند هيچ کدام از زندگي قبلي نيست و حتي ممکن است در دنيا نمونه ديگري نداشته باشد چون تمام انسانها با يکديگر تفاوت دارند و هر خانواده جديدي با دو رکن زن و شوهر شکل ميگيرد و ميتواند خانواده بينظيري باشد.بنابراين لازم است هرکدام از زن و شوهرها با شرايط همسرشان و توجه به خواستههاي او مسير زندگي را آغاز کنند و با درک نيازهاي همسرشان تا حد معقول نسبت به آنها تمکين داشته باشند و سعي کنند پاسخگوي نيازهاي همسرشان باشند تا اين عوامل باعث هماهنگي بيشتر آنان شود.
در اين بين والدين هم بايد تا حد امکان فرزندانشان را پس از ازدواج به حال خود بگذارند و به آنها اجازه دهند روي پاهاي خودشان بايستند و زندگي مستقلشان را اداره کنند. اما هر از گاهي در تصميم گيريهاي مهم و با درخواست فرزندانشان به آنها کمک کنند.تحقيقاتي که در مورد زندگي زناشويي موفق انجام شده نشان ميدهد زوجهاي موفق، وظايف روانشناختي زير را به خوبي انجام ميدهند:
جدايي عاطفي از خانواده قبلي، البته نه به معناي غريبه شدن بلکه به معناي ايجاد يک هويت مستقل از والدين، برادر و خواهر. رابطه زناشويي خوب و محافظت از آن در مقابل مداخلهگرهاي کاري و تعهدات خانوادگي با هم بودن بر اساس سهيم شدن در صميميت و فرديت به طور همزمان با حفظ مرزهاي بين فردي در جهت آزادي هم.پذيرش مشتاقانه نقش والدي و اجازه ورود فرزند به زندگي. مقابله با بحرانهاي اجتناب ناپذير زندگي به کمک يکديگر.
تحکيم رابطه به هنگام رويارويي با مشکلات. زندگي زناشويي بايستي چون بهشتي امن براي زوجها باشد، جايي که ميتوانند تواناييها، خشم و تضادهاي خود را بيان کنند. استفاده از شوخي و خنده براي زنده نگه داشتن زندگي و پرهيز از رخوت و تنهايي. تغذيه يکديگر و ايجاد آسايش و توجه به نيازهاي هم و همچنين حمايت و تشويق مداوم. زنده نگهداشتن روابط عاشقانه، ايدههاي عاشقانه ذهني حتي زماني که واقعيت تغييراتي را ايجاد کرده است.
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در چهار شنبه 29 بهمن 1393
بازدید : 693
نویسنده : حسن عباسی
|
|
رعایت برخی نکات در افزایش طول عمر زندگی مشترک مهم و ضروری است.

1 - انعطافپذیری مناسب زوج در رابطه
یکی از شاخصههای هوش اجتماعی است که تطابق فرد با زندگی اجتماعی را بیشتر میکند و انعطاف ناپذیری باعث کوتاه شدن عمر زندگی مشترک میشود.
2 - صداقت که باید دوطرفه باشد
یعنی هر یک از طرفین باید زمینه صداقت را فراهم کند و بعد انتظار رفتار صادقانه از طرف مقابل داشته باشد. صداقت و رفتار صادقانه یک «باید» است اما بیصداقتی معمولا ناشی از ترس و گاهی برای حفظ منافع است و در بحث ما، نداشتن صداقت ناشی از ترس است که دردسرساز میشود.
خیلی از زوجها یکدیگر را محدود یا تهدید میکنند و وقتی همسرشان آن رفتار را دور از چشمشان انجام داد، او را به نداشتن صداقت متهم میکنند!!!
3 - جرات مند بودن زوج
مساله بعدی است که بسیار برای زوجها ضرورت دارد؛ آنها باید یاد بگیرند احساسشان را به نحوی سالم مطرح، دیدگاهشان را بیان و نظر مخالف یا موافقشان را به شیوهای صحیح اعلام کنند!!
زندگی مشترک در ابتدا، با تمام سختیهایی که برای انتخاب همسر دارد، بسیار آسان است اما اگر از یک زندگی مراقبت نشود، قطعا آسیب خواهد دید!!
این مراقبت باید به صورت دوطرفه باشد؛ هر دو طرف باید مراقب رفتار خودشان و احساس طرف مقابل باشند و بدانند هر دو مسئول حفاظت از زندگی مشترکشان هستند.
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در چهار شنبه 22 اسفند 1393
بازدید : 637
نویسنده : حسن عباسی
|
|
زمان لازم است تا زندگی زناشویی تازهنفس ؛نفس بگیرد!
زندگی زناشویی تازهنفس، نیاز دارد به آن زمان لازم را بدهیم تا «نفس» بگیرد و بتواند از پس مشکلاتش بربیاید. کمتر کسی با ماشینی که همین امروز تحویل گرفته و صفر کیلومتر است، به دل جاده یخبندان میزند. اما خیلی از ما توقع داریم با شریکی که تازه وارد زندگیمان شده و صفر کیلومتر است بتوانیم به دل زندگی بزنیم و به هیچ مشکلی هم برنخوریم.

برای تحویل گرفتن ماشین به نمایندگی فروش رفتیم. یک ماشین صفر و تر و تمیز را به ما نشان دادند. بدنه سفیدرنگش، خالی از هرگونه زدگی و رنگریختگی بود. تودوزی سالم و بدون کوچکترین لک آن، وسوسه رانندگی را در من بیشتر میکرد.
خرید اولین ماشین زندگی، شاید لذتبخشتر از خرید ماشینهای بعدی باشد، حتی اگر با کمک قرض و قسط، سادهترین ماشین بازار را خریداری کنیم. وقتی سوئیچ را به دستم دادند و پشت ماشین نشستم تا حرکت کنم، جملهای از مسئول تحویل ماشین شنیدم که ذهن مرا به خود مشغول کرد. او گفت: میدانی که ماشین زمان میبرد تا آببندی شود، خیلی با سرعت نرو، چند روزی راههای کوتاه را انتخاب کن و سعی کن به جاده نروی تا ماشین نفس بگیرد!
حرفهایش مرا یاد خبری انداخت که چند وقت پیش در مورد آمار بالای طلاق در دو سال اول زندگی مشترک خوانده بودم. زندگیهایی که زن و شوهر مثل تمام وسایل خانهای که در آن زندگی میکنند، از آکبند درآمدهاند و نوی نو هستند. خودشان، احساسشان و بیتجربگیشان. یاد روزهای اول زندگی مشترک خودم افتادم که در کنار تمام زیباییهایش، مشکلات و ناهماهنگیهای زیادی آزارم میداد.
مثل فیلمهایی که در دور تند قرار میگیرند، زندگی و درددلهای دوستانم در اوایل ازدواجشان از مقابل چشمانم گذشت. آنهایی که حتی تا مرز جدایی پیش رفتند اما بعد از آشتی و تلاش دوباره، سالهاست که بدون مشکل شدید، بخوبی با هم زندگی میکنند.
زندگی زناشویی تازهنفس، نیاز دارد به آن زمان لازم را بدهیم تا «نفس» بگیرد و بتواند از پس مشکلاتش بربیاید. کمتر کسی با ماشینی که همین امروز تحویل گرفته و صفر کیلومتر است، به دل جاده یخبندان میزند. اما خیلی از ما توقع داریم با شریکی که تازه وارد زندگیمان شده و صفر کیلومتر است بتوانیم به دل زندگی بزنیم و به هیچ مشکلی هم برنخوریم.
این خطای شناختی باعث میشود در هنگام رویارویی با مشکلات، به جای آنکه آنها را طبیعی قلمداد کنیم، به انتخابمان شک کرده و گمان کنیم به آخر خط رسیدهایم. اما زوجهای جوان باید بدانند که زندگی مشترک مانند ماشینی است که تازه آن را تحویل گرفتهاند. نیاز به آببندی دارد و صبوری بیشتر تا بتوانند باهم به تفاهم برسند.
زمان لازم است تا زندگی زناشویی تازهنفس ؛نفس بگیرد!
اگر تازه ازدواج کردهاید، برای آنکه زندگی مشترکتان نفسی بگیرد، باید چند ماه و یا حتی چند سال به خودتان فرصت دهید. خیلی زود با سرعت بالا نروید و حوصله داشته باشید. میتوانید برای اینکه زندگیتان آبگیری شود، از چند راهکار ساده استفاده کنید.
ذرهبینتان را بردارید
شما قبل از آنکه تخت گاز برانید، باید بتوانید مرکبتان را بشناسید، دقت کردهاید برخی ماشینها نقطه کلاج متفاوتی دارند و حتی رانندههای حرفهای هم ممکن است چند دقیقه اول را صرف شناختن آن کنند! شما هم باید همسرتان و نوع ارتباطتان را شناسایی کنید.
برای این شناخت چند سوال روز خواستگاری و رفت و آمدهای دوران نامزدی کافی نیست. قدیمیها میگویند تا زیر یک سقف نروی، نمیتوانی طرف مقابل را خوب و کافی بشناسی. پس بعد از اینکه زندگیتان به صورت واقعی آغاز شد، سعی کنید یکدیگر را خوب بشناسید.
شناخت هیجانها، احساسات، ترجیحها و حتی نوع منطق و تصمیمگیریهای طرف مقابل میتواند زندگیتان را خوب آببندی کند.
اندکی صبر، سحر نزدیک است
مهمترین چیزی که زن و شوهرهای جوان باید به آن توجه کنند، صبر داشتن و زمان دادن به یکدیگر است. برخی از کنار آمدنها در طول زمان ایجاد میشود. حتی وقتی یکدیگر را خوب میشناسید، درک تفاوتها و سازگار شدن با آنها نیاز به زمان دارد که تنها شرط آن صبوری است.

«منهایی که «نیممن» میشوند
یکی از چیزهایی که باعث استحکام زندگی زناشویی میشود، تبدیل «من» به «نیممن» است تا بتوانید یک «مای» کامل را بسازید. شما بعد از ازدواج باید از یک فرد بودن به یک جمع بودن تغییر ماهیت بدهید. دوران مجردی، روزهای تصمیمات و زندگی یک نفره است، اما بعد از ازدواج ورق برمیگردد.
اینکه بتوانید کنترل مرکب دو نفرهتان را به دست بگیرید، یک مهارت است. اگر تنها سرنشین یک ماشین باشی، براحتی مسیر پیش رو را انتخاب میکنی، اما اگر دو نفر باهم قرار باشد تصمیم بگیرند که به کدام مقصد و از کدام راه بروند، کمی کار سخت میشود. برای آنکه بتوانید انتخابهای دونفره داشته باشید، لازم است از نگاه همسرتان هم به موضوعات بنگرید.
اختلافات یواشکی
یکی از مهمترین چیزهایی که باید تا استوار شدن پایههای زندگی مشترکتان رعایت کنید، حل اختلافات در درون چهاردیواری دو نفرهتان است. همان طور که صدای دعوایتان نباید از خانه بیرون برود، اختلافات و تعارضاتتان مخصوصا در سالهای اولیه باید به صورت یک راز بین خودتان باقی بماند.
حتی اگر بناچار باهم قهر هستید هم نباید اجازه دهید که والدینتان از این موضوع باخبر شوند، چه برسد به اینکه برای قهر، خانه را ترک کرده و به خانه پدری بروید.
مشورت و همفکری همیشه برای جوانها لازم است اما بهتر است این کار با یک مشاور آگاه انجام شود و یا اگر از والدین پرسیده میشود، طوری نباشد که آنها متوجه بروز اختلاف بین شما شوند.
عروس و دامادی که تازه وارد خانواده همسر شدهاند، نیاز به زمان دارند تا تبدیل به دختر و پسر آن خانواده شوند، پس در این زمان طلایی که همسرتان باید جایگاه خود را در قلب والدین شما به دست آورد، با گفتن اختلافاتی که در آینده حل خواهد شد، تصویر او را خراب نکنید.
در یک کلام تا زندگیتان پا بگیرد و پایههایش استوار شود، کمی دست به عصا راه بروید. این نهال تا به درختی تنومند تبدیل شود، نیاز به زمان و صبر و فکر دارد، پس مانند یک راننده حرفهای، با ماشین صفر کیلومتر مدارا کنید تا بتوانید روزی با آن به دل جادههای یخبندان هم بزنید.
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
نوشته شده در چهار شنبه 22 بهمن 1393
بازدید : 770
نویسنده : حسن عباسی
|
|
رمز داشتن یک رابطه عاشقانه ماندگار وسالم چیست؟
بسیاری از ما که هم اکنون رابطه ای را شروع کرده ایم، آرزو داریم رابطه مان برای همیشه مثل امروز عاشقانه و صمیمانه باقی بماند؛ اما واقعیت این است که اغلب آرزوها نقش بر آب می شوند و تمام نقشه هایمان به هم می ریزند.
روزها که از پی هم می گذرد، صمیمیت ها کمتر می شود و به جایی می رسد که دیگر یادمان نمی آید فردی که رو به روی ما نشسته، همان عشق چند سال پیشمان است! اشکال کار کجاست؟ آیا کلیدی برای باز کردن قفل معمای «داشتن روابطی سالم و ماندگار» وجود دارد؟!

آیا به همسرتان اعتماد دارید؟ اعتماد، اولین و شاید مهم ترین عامل تعیین کننده موفقیت در یک رابطه و باقی ماندن در آن، در طی زمانی طولانی است. بدون اعتماد، هیچ یک از مواردی که در ادامه بحث به آن ها خواهیم پرداخت، معنا نخواهند داشت. از خودتان بپرسید: «آیا به همسرم اعتماد دارم؟
آیا همسرم، فردی مورد اعتماد است؟ آیا می شود به او تکیه کرد؟»
گاهی ما انتظار داریم علاوه بر این که دیگران به ما اعتماد دارند، همسرمان هم به ما اطمینان کامل داشته باشد، اما خود ما به فرد مقابلمان و حتی همسرمان اعتماد نداریم. اعتماد، اتفاقی دوطرفه است! به قلبتان رجوع کنید و دوباره از خودتان بپرسید: «چقدر به همسرم اعتماد دارم؟»
آیا شما و همسرتان با هم صمیمی هستید؟ قبل از هرچیز بهتر است بدانید صمیمیت چهار جنبه دارد:
:: موضوعات مرتبط:
جوانان ,
تفکر و اندیشه ,
زندگی مشترک ,
,
|
|
|